دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

تکه هایی از ذهنیات سر صبح4شنبه و هضمیات دیشب.

صبح4شنبه.
خواااآاااآااابم میاد. دیشب اسکنر رو گرفتم. فروشنده و نصاب هیچ چی از دنیای ندیدن های ما نمی دونستن. یعنی هیچ چی ها! آدم های خوبی هستن ولی روی کمک های این مدلیشون هیچ حسابی نمیشه کنم. طرف اول خیال می کرد واسه محل کار می خوام و گفت همکارهاتون کارهاش رو بلدن؟ گفتم همکار کجا بود واسه خودم می خوام. بعد هم داستان های معمول بین من و بیناها البته1خورده خفیف تر خخخ. بنده های خدا می گفتن واسمون جالب شده چیزهای جدید یاد می گیریم. این هم از این. دستگاهه اومد خونه الآن بغل دستمه ولی من تا مسلط شدن بهش1خورده راه دارم هنوز. دیشب کتابم رو تا جایی که امکان داشت در جهت برعکس باز شدن جلدهاش تا زدم تا نازک بشه و بذارمش اون داخل ولی بیچاره کتابم! آیی آیی کتاب نو و بی لک و تای بیچارهم! اعصابم خراب شد آخه یعنی که چی؟ باید1فکری واسش کنم که دردسرش کمتر باشه. این بنده های خدا نتونستن خیلی در پیدا کردن راه های میانبر واسه دسترس پذیر شدن امکانات نرم افزاریش کمک کنن باید1فکری کنم واسش مگه میشه دستم به امکانات نرم افزاریش نرسه؟ یا باید راه میانبری باشه یا باید به جناب کرزویل بزرگ متوصل بشم. خدایا این رو بلد نیستم من جازی هستم این چه داستانیه آخهههههه! بیخیال حل میشه. ولی کلی از مواردش رو یاد گرفتم. حیف که الآن باید برم سر کار وگرنه باقیش رو هم، … اوخ فردا5شنبه هست درس های فردا رو نخوندم ولش کن باقیش رو فعلا بیخیال هم امروز صبح در زمان های آزاد هم عصر داخل خونه کلی درس دارم! خوب شد یادم اومد!
ابراهیم خدا بگم چیکارت کنه برات اس فرستادم تأیید ارسال واسم نیومد. داخل تلگرام هم فرستادم ولی تو نیستی. خداییش بیا چندتا بطری بزنم بهت حالم جا بیاد دیگه!
واسه خرخر اسپیکر سیستمم هیچ کاری نمیشه کنم. طرف دیروز گفت این واسه چی سر و صدا می کنه؟ گفتم خستهم کرده باید تعمیرش کنم به نظرم باید بیام خدمت شما! گفت اگر بخوایی من بازش می کنم ولی نکن. خرجش می کنی1جاش درست میشه10جای دیگهش به هم می ریزه. همین مدلی استفاده کن. دلم می خواست جیغ بکشم. این صدا بیچارهم کرده. گفتم با این صداهه چیکار کنم جرجر می کنه روی اعصابم راه میره. طرف گفت به جای اینکه بهم پول تعمیر اسپیکر بدی بیا من بهت1دونه اسپیکر بلوتوثی بدم که هم صداش بلند تره هم از این به قول خودت جرجر خلاصت کنه. گفتم باشه. اسپیکره رو باز کرد سر آزمایش سیستمم و این اسپیکر جدیده با هم کنار نیومدن. خخخ دوست نشدن با هم. گفتم بیخیال اگر نمیشه نمی خوام. حس کردم دارم سیستمم رو مجبور می کنم با چیزی که نمی خواد بپذیره همنشین بشه. از این جبر خوشم نیومد. شکلک فوق دیوونه. به جهنم اینکه عجیب نیست من عاقل نیستم. خلاصه بدم اومد از اصرار و گفتم بیخیال اسپیکر نمی خوام. فروشنده اسپیکر رو چپ و راست کرد و گفت این که شارژ نداره معلومه صداش در نمیاد! بعدش هم دادش به نصابش گفت ببر خونه با لپتاب خودت تستش کن ببین اگر سالمه فردا رو به راهش کنیم. پول اسکنرم رو هم ازم نگرفت گفت فردا که واسه روشن شدن تکلیف اسپیکره اومدی همه رو1جا بده. هرچی اصرارش کردم پوله رو نگرفت. واسه چی؟ این بنده خدا الآن هیچ مدرکی ازم نداره. دستگاه پیش منه و ایشون چیزی واسه اثبات دستش نیست. عجیبه! این مدل افراد در این مدل اجتماع واسم عجیبن. واسم عجیبه که هنوز چنین افرادی هم وجود دارن. که اینهمه ساده اعتماد می کنن و، … من پولش رو می پردازم ولی اگر کسی اهل پدرسوختگی های این مدلی باشه به نظرم الآن راحت بتونه. و اون فروشنده هم حتما می دونه. عجیبه! در بستر اجتماع گرگی که داخلش به موجوداتی بر می خوری که در هیچ لحظه ای از عمرشون راست نمیگن، وجود این مدل افراد واسه من عجیبه. تعجب نکن در مورد بعضی آدم ها واقعا تصورم اینه. که هیچ ثانیه ای از24ساعت شبانه روزشون راست نیستن. پیش نیومده به خودشون بگم و امیدوارم هرگز پیش نیاد. دلم نمی خواد پیش بیاد. دلم نمی خواد دیگه هرگز هرگز پیش بیاد. دلم می خواد همین جا درست همین جا تمامش تموم بشه بره. فقط بره. فقط بسته بشه بره! ولی در خاطرم می مونه که1سری از آفریده های پروردگار تا چه اندازه میشه که، … بیخیال اصلا به من چه! خیلی اگر معترضم می تونم پر و بالم رو جمع کنم بهشون نگیره. اطرافم راست میگن اگر بلد باشم چه مدلی رد بشم قرار هم نیست بگیره. خیلی هم اگر از پیچ و خم بدم میاد هنر کنم خودم داخل زندگی بیشتر راست باشم. کمتر پیچ بزنم، کمتر کلک باشم، راست هایی که میگم بیشتر باشه، دل و زبونم به هم نزدیک تر بشن، و خلاصه اینکه اگر اون مدلی به نظرم بد میاد زور بزنم خودم آدم بهتری باشم. بقیه هم حتما اینقدر سرشون میشه که کدوم طرفی دارن میرن! امیدوارم که سرشون بشه! حتما میشه دیگه! خدایا اه خدایا!
بیخیال!
باز داره دیرم میشه خخخ. بدجوری دلم می خواد می شد خونه می موندم و خوش می گذشت ولی نمیشه و ای خدا دیروز همکارها می گفتن اخبار گفته اول خرداد تعطیلات شروع میشه ولی کسی جز همون همکارم نشنید. من که اصلا نشنیدم چون اخبار گوش نمیدم. خندم گرفت. گفتم هر جا هم تعطیل بشه ما هستیم. مگه خاطرتون نیست اون روزی که ناحیه2تعطیل بود و صبحش ما کشیده شدیم اینجا؟ پس بیخیال شو تا13در خدمتیم. اعتراض ها ترکیدن که یعنی چی راست میگه این چه وضعشه مسخرهش در اومده این ظلمه و و و و و و و و و1عالمه و و خلاصه من نق رو زدم و کشیدم عقب باقیش رو خودشون هوار کشیدن و من سرم داخل کتابم بود. خیلی دلم می خواد این شایعه درست باشه. خیلی خیلی زیاد. خدایا یعنی میشه امسال تموم بشه؟ خدایا یعنی میشه سال آینده سال کاری بهتری باشه؟ امسال که از بد بدتر بود خداجونم1لطفی کن 1دستی به سر سال دیگه بکش خخخ!
امروز نمی خوام خیلی دیر کنم. همکارم سر کلاس نیست و من تکی هستم و اگر نجنبم بچه ها تنها می مونن و این مثبت نیست. پس دیگه یواش یواش بجنبم. باز میام. وووییی چه هوا کار دارم! واسه فردا درس دارم، لغت های درس5رو حفظ نکردم؟ لغت های درس6رو ننوشتم، واسه تعطیلات کار دارم، باید اسکنره رو یادش بگیرم، باید کتاب ها رو اسکن کنم، باید کرزویل رو گیر بیارم، باید آموزشش رو بگیرم گوش کنم، باید یادش بگیرم، باید درس بخونم، باید درس های گذشته رو دوره کنم، شکلک آآآآآآآآآخ مخم. ولی الآن فقط زمان رفتنه. باید برم. تمام این کارها باید منتظر بمونن هرچند دلم این رو نمی خواد. فعلا من رفتم. عمری اگر باشه باز میام.
صبحش عالیه. تو هم پاشو! حیفه جا بمونی.
ایام به کامت.