دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

بچه ها مواظب باشیم!

سلام صبح به خیر.
به جان خودم زود میرم دلم شدید خواست که بنویسم نمی تونم صبر کنم بذارید بگم دیگه!
بچه ها اینجا کی واتساپ داره؟ من با واتساپم دعوام شده1کسی بیاد آشتیمون بده!
این نکبت پیام ها رو قورتشون میده به من نمی رسوندشون. مخصوصا پیام های داخل گروه ها رو. توی1دسته پیام ها از1سری افراد اصلا به من نمی رسن. خیال می کردم اون ها ساکتن ولی ازشون که پرسیدم گفتن ما بی صدا نیستیم اتفاقا پیام میدیم ما موندیم تو واسه چی چند روزه جواب فلانی رو میدی ما رو تحویل نمی گیری. از فلانی هم پرسیدیم گفت نمی دونه بهش گفتیم ازت بپرسه ببینه چه دردت شده گفت سر فرصت ولی این فرصته هنوز نرسید.
تازه دیروز وسط صبح بود که فهمیدم و فهمیدیم این واتساپ گیرش گرفته اذیتمون کنه.
این مشکل باید حل بشه. نمی دونم چه جوری ولی حتما راه داره.
این مشکل باید حل بشه و میشه ولی سو تفاهم به همین سادگی می تونه پیش بیاد. از1روزنه باریک می زنه داخل و رشد می کنه و می پاشونه. من که اصلا توی این هوا نبودم چون نمی دونستم. فقط می موندم چرا فلانی ها سکوت کردن. ازشون هم نپرسیدم. اون بنده های خدا هم توی این هوا نبودن چون نمی دونستن. پشت سر هم پیام می دادن و جواب ازم نمی گرفتن. حتی گفتن چند دفعه پیام زدیم پرسیدیم که پریسا جواب های ما رو واسه چی نمیدی فقط فلانی پیش تو جواب داره، چرا؟ ولی جواب نگرفتن چون من پیام هاشون رو ندیدم. و این زمان ها ما به اولین جواب در دسترس می چسبیم.
-گفتیم چی شده که قهر کردی یا به قول خودت سکوت کردی.
بچه ها واسه چی ما این شکلی هستیم؟ اولیش خودم. واسه چی زمانی که این مدل دردسر ها پیش میاد اول منفی ها میاد توی سرمون؟ واسه چی باید این بنده های خدا اولین چیزی که به نظرشون می رسید1سکوت قهر آمیز بود؟ این رو دیروز از خودشون هم پرسیدم.
-پریسا! آخ پریسا! نگو که خودت هم به این جواب نچسبیدی. زمانی که به خیالت ما باهات حرف نمی زدیم خداییش تو چی به نظرت رسید؟ ببین دروغ نگو تبصره هم نده راست راست راست تو فکرت منفی نبود؟
خندیدم. باید راست می گفتم. گفتم.
-درست میگید. چرا بود. واسه همین هم ازتون نپرسیدم واسه چی ندید می گیریدم. به خودم گفتم به جهنم.
پخ دسته جمعی خنده ها و ضربه ای که سفت ولی نه چندان محکم خورد روی شونهم.
-خسته نباشی جناب مثبت! گفته به جهنم. داشته باشید ما فقط به سوالش رسیدیم این پریسا نتیجه هم گرفته بعدش به ما میگه چرا منفی می بینیم! بابا تو ته مثبتی پریسا!
حرف حساب جواب نداشت. چی می تونستم بگم؟ با خنده ها هم صدا شدم و تا جایی که برام امکان داشت خجالت کشیدم. ظاهرا خجالته از قیافهم زد بیرون.
-حالا بیخیال. تا حکم صادر نکردی و نکشتیمون طوری نیست. باید1راهی واسه حل این مشکل پیدا کنیم.
دردسرتون ندم. من امروز صبح خیلی زود بیدار شدم و از اونجایی که اگر انجام چیزی بیاد توی سرم ول کنم نیست تا انجامش بدم، توی تختخواب واتساپم رو حذف و دوباره نصب کردم و فعلا نمی دونم این گیر مسخره رفع شده یا نه. راستش خوشبین نیستم که با حذف و نصب واتساپ من تنها درست بشه. باید1فکری براش کنیم و نمی دونم چه فکری. ولی این ماجرا شبیه خیلی از ماجرا های دیگه بهم گفت که مواظب تر باشم. مواظب منفی هایی که به خودی خود وجود ندارن و فقط زمانی موجود میشن که ما احضارشون کنیم. کاری که من داشتم می کردم.
باید به بقیه افراد این اتفاق هم بگم که واتساپشون رو حذف و نصب کنن بلکه بتونیم واسه خودمون حلش کنیم. الان چرت می زنم و منتظرم که روز بالا بیاد.
وایی1خورده دیگه بخوابم امروز ناسلامتی تعطیلیمه اصلا واسه چی من الان باید بیدار بشم آخه؟ واقعا که!
درس های اتفاقی موضوعات با ارزشی هستن برای مطالعه و تجربه. از دستشون ندیم!
ایام به کام همگی.