سلام نمی دونم کی به خیر. حسش نیست ببینم ساعت چنده اینجا اطرافم وحشتناک شلوغه شکلک کلافه و خشم و از این چیز ها. از اون ماشین بزرگ شلوغ ها داره سر موزاییک های درست رو به روی خونه من بلا میاره خونه می لرزه و من در و پنجره ها رو از دست صدا و خاک و همه چیز بستم گرمم شد کولر زدم باز هم صدا هست و کلا شکلک حرص.
امروز1بنده خدایی رو که شاید در اعماق ضمیر خودناآگاهش ازم دلداری می خواست رو حالش رو گرفتم. اعصابم رو می بافه1مشکل جسمی واسش پیش اومده بهش میگیم پرهیز کن میگه نمی تونم بعدش میاد از وضعیتش نق می زنه بهش میگم مراعات رو واسه این زمان ها گذاشتن میگه من نمی تونم من هم امروز کلا سر حس نیستم گفتم پس بیخیال راحت باش. اون هم بهش بر خورد و داشت بهم زیر جلدی ایراد می گرفت که1دفعه سر بالا کردم گفتم با منی من داخل گوشی هستم اصلا نشنیدم. واقعا هم نفهمیدم چیچی گفت طرف هم خخخ! گناه داشت ولی خداییش با کسی که صاف میگه دست خودم نیست اعصاب ندارم بحث کنم اون هم امروز که حال جسمیه خودم هم بفهمی نفهمی کامل مثبت نیست و سر همین مثبت نبودن حال روانم هم خیلی20نیست. بیخیال ولش کن این صدا رو بگو که داره خونه رو از جا در می بره من که جای خود دارم.
آهایی3ستاره جان فیلم گرفتن کار بینا ها رو راه میندازه اگر بخوام مدل نابینایی چیزی رو یاد بدم که فیلم نداره باید توصیفی بگم فیلم همه جای اینترنت هست شما اگر مدل نابیناییش رو می خوایی بدون تصویر باید یادش بگیری. می بخشی اسم بهتر از این واسه خطابت پیدا نکردم آخه بالای ایمیلی که داخل تماس ازت داشتم به جای اسم ستاره زده بودی و صفحه خوان من3تا ستاره واسم خوند این شد که شما تا اطلاع ثانوی شدی3ستاره.
داخل محله گوش کن1عزیزی پیشنهاد جالبی داد. اینکه هر گلی می خوام به نابینا توضیح بدم بگم بره طبیعیش رو لمس کنه بعدش من واسش بگم چه مدلی درستش کنه. نمی دونم با توضیحات ناقص من چه مدلی میشه.
ساعت اینجا هم خواب رفته باید تعمیرش کنم خیر سرم1خورده هنر این هفته رو زمان بندی کرده بودم صبح شنبه بیاد بالا ولی نیومد من هم مرورگرم گیر کرد خودم هم نیومدم امروز اومدم دیدم پست نکبت اصلا نیومد بالا و نیستش! بیخیال این رو هم ولش کن.
دلم تفریحات نه چندان مجاز می خواد ولی در عین حال که دلم به شدت می خوادش طرفش که میرم انگار1طور هایی دل و روده هام معترض میشن و با1مدل احساس مورمور آزار دهنده ازش می کشم عقب. دیروز با ذوق پریدم برم1خورده وسیله تفریح واسه خودم درست کنم چه ذوقی هم داشتم ولی1دفعه نفهمیدم چی شد واقعا نفهمیدم چی شد که همون مورمور عجیب چنان اذیتم کرد که بلند شدم کشیدم کنار و حتی وارد اون اتاق نشدم در کمدی که باز ول کرده بودم رو ببندم و دره تا امروز صبح باز بود و امروز صبح رفتم بستمش و خلاصه تفریح بی تفریح. بچه ها من چم شده! تکلیف خودم رو با خودم نفهمیدم می خوام حالش رو ببرم یا نمی خوام حالش رو ببرم! الان دلم می خواد ولی موقعیتش نیست و مطمئنم امشب اگر موقعیتش باشه به محض باز کردن در اون کمد باز شبیه دیروز صبح میشم و، … این چه مدل حالتیه! داخل واتساپ یکی از بقیه ها سر به سرم گذاشت و دیروز می گفت پریسا اختلال داری. گفتم این رو که خیلی زمانه دارم ولی خداییش این مدلیش رو تا حالا نداشتم جدیده. حس خندیدن نبود یواشکی بیمار بودم هنوز هم هستم ولی جای ترسیدنم نیست همه چیز عادیه امروز فردا بیماریه رفع میشه ولی اختلاله احتمالا نمیره و فعلا می مونه باهام. این هم از این.
داخل گوش کن این فرم چنان حالی گرفته ازم که نگو. هرچی جون کندم نشد اشتراکم رو بپردازم نمی دونم چه مدلی باید رو به راهش کنم. به بقیه ها میگم سر به سرم می ذارن کامنت های اون پست هم بسته هستن موندم به کی نق بزنم راهم بندازه.
ساعت داره4میشه و من نشستم به نق زدن. آخجون نق! جدی1خورده نق چه حالم رو جا آورد. واسه چی از دیروز به فکرم نرسید؟ اینجا که هست من هم که دست به نق زدنم حرف نداره واسه چی نیومدم1خورده بزنم اینهمه حالم گرفته نمی شد؟ الان انگار حال جسمم هم1کوچولو بهتر شد خخخ! وایی نه بهتر نشد حالم خوب نیست بدم میاد از این وضعیتم خدایااا کاش تا شب درست تر بشه از دیروز ولو شدم اینجا تا بلند میشم آخ و واخم در میادش خسته شدم تموم بشه دیگه!
بسه برم1خورده مهره ببافم کتاب هم نخونم از2شب پیش هرچی آر ال استاین داشتم خوندم فقط مونده1دونه دیگه فعلا حالم از بچه های بی تربیت اذیت کن و ترسو به هم خورده شاید امشب این1دونه آخری رو هم بخونم شاید هم بمونه واسه فردا. وایی نه یعنی فردا هم باید اینجا بی افتم آیا؟ خدایا نههه دلم بلند شدن و موزیک شاد و بالا پایین پریدن و شلوغ کردن و از این مسخره بازی ها می خواد فردا هم اگر مدلم این باشه به جان خودم گریه می کنم اون قدر گریه می کنم گریه می کنم که در و دیوار اینجا کلافه بشن از دست نق زدن هام خدایا واقعا میگم راست میگم خسته شدم فردا بلند شم دیگه! شکلک نق شکلک در آستانه از اون گریه های عر عرو و اعصاب خورد کن شکلک نق های بی توقف و1نفس و گریه و نق و نق و نق!
ساعت4شد یعنی به سیستم من3دقیقه دیگه مونده به4من رفتم ببینم پیام واتساپی هام چی میگن1عالمه اومده من نخوندمشون!
حالش رو ببرید!
برچسب: بدون تصویر
سلام به همگی.
بچه ها از هاپو خان چه خبر؟ مال من4تا پا داره شما چه طور؟
حالا دمش مونده و سرش.
از اونجایی که تصمیم گرفتم داخل این مدل پست ها کمتر متفرقه بپرونم، چه تصمیم سختی، از اجراش هیچ خوشم نمیاد، اصلا شیطونه میگه اجراش نکنم، یعنی چی مگه جایی ثبت شده چی میشه اگر این تصمیمه به وسیله خودم نقض بشه، ای بابا باز سوزنم گیر کردش!
ولش کن اصلا نفهمیدم چی شد بریم سراغ دم سگمون بابا نخواستیم!
بچه ها ما تا اینجا1تنه داریم با4تا پا. خاطرتون هست که این شکل ما1طرفش یعنی درست بخش بالای4تا پاش1لبه باریک باز بود که جای گردن سگه هست.
درست عرض مقابل این لبه باز رو انتخاب می کنیم. یعنی درست رو به روی جای گردن رو.
روی این عرض مستطیل رو با سر انگشت لمس می کنیم. از اول عرض تا آخرش. می بینیم که3تا دونه برآمده زیر انگشت هامون حس میشه. اگر گفتید واسه چی؟ آفرین خودم واسه اینکه مربعی که از همون اول بافت سگ رو ازش شروع کردیم3در3بود. خودم رو تشویق! اول صبحی آب زرشک سر کشیدنم نمیادش چیکار کنم آیا؟ خوب جایزهم رو عوض می کنم. آب زرشکه پس انداز میشه واسه دفعه بعدی و من به خودم1نمی دونم چیچی جایزه میدم و حالش رو می برم. دیوونه هم خودتی!
داشتیم دم می بافتیم واسه این سگ بیچاره بی دم!
روی عرض مستطیل3تا دونه برآمده داشتیم. دونه وسطی رو در نظر می گیریم. گلش رو لمس می کنیم و می بینیم که این دونه نوک1گل4-1هست که به صورت لوزی داخل مستطیل ما بافته شده. توجه اینکه تمام گل های4-1روی مستطیل های ما به صورت لوزی های کوچولو لمس میشن.
پس درست رو به روی جای گردن، ما3تا لوزیه کوچولو داریم. اولی و دومی رو بیخیال. لوزیه وسطی رو، همونی که دونه وسطی از اون3تا که لمس کردیم نوکشه رو انتخاب می کنیم و روی این لوزی2ردیف4-1می بافیم شبیه پا که زیر تنه سگ بافتیم.
بعد از اینکه2ردیف رو بافتیم، نوبت انحنای دمشه. نخ هامون رو طوری از دونه ها رد می کنیم که برسیم به ضلع داخلیه این ستونی که روی پشت هاپومون بافتیم. یعنی می رسیم به ضلعی که طرف داخل مستطیل و طرف گردنشه.
جفت نخ ها رو طوری رد می کنیم که1دونه از بالا ترین لوزیه این ضلع داخل نخ باشه و روی این لوزی رو افقی2ردیف4-1می بافیم. من سر دمش رو سیاه زدم. طلایی هم زدم. شما ها هر رنگی دلتون می خواد بزنید. روشش هم شبیه روش رنگی کردن نوک پا ها هست.
این هم از دم. حالا سر!
منتظری چی بگم باشه بعدا الان من دم نبافتم هنوز. این انصاف نیست من هنوز1دونه از چند تا چیزی که این هفته شروع کرده بودم رو نبافتم شما ها1هاپو کامل کنید! اوهوکی!
حالا آب زرشک دلم می خواد برم سر بکشم که الان حسابی می چسبه. کنار کنار نمیدم مال خودمه.
تا دفعه بعد و ادامه ماجرای هاپو، ایام به کامتون!
سلااام به همگی صبح اول هفته به خیر.
تمام مقدمات پر با سگه چه کردید؟
پشتش رو بافته بودیم باید می رفتیم سراغ دور بدنش. بریم؟ بریم!
داخل2تا نخ هامون باز هم1دونه هست. گل هامون باید4-1باشن. پس طبق روال، 2تا داخل نخ دست راست، سومی مشترک، یکی پایه. حالا داخل نخ هامون2تا هست. یکی داخل نخ دست راست، دومی مشترک، یکی پایه.
دور تا دور اون مربعمون رو همین شکلی می بافیم تا دور بزنیم و برسیم به نقطه شروع. حالا باز هم طبق روال، پایه آخر از این دور رو که گرفتیم، نخی که باهاش پایه گرفتیم رو از داخل اولین دونه این دور که درست بغل پایه هست رد می کنیم. حالا3تا داخل نخ هست. فقط1دونه مشترک و این دور تمومه.
همین طوری5دور می زنیم میریم بالا.
حالا ما1جعبه4گوش توخالی داریم که دیوارهش5ردیف اومده بالا.
دور ششمی هم در کاره ولی با1کوچولو تفاوت.
5تا دور قبلیه دیواره هامون همه کامل بودن ولی دور ششمی باید ناقص باشه. یعنی فقط3تا ضلع داشته باشه. واسه سوراخ گردن هاپو خان باید یکی از4ضلع دیواره رو باز بذاریم. واسه همین از نوک یکی از اضلاع باید شروع کنیم به بافتن.
اگر نخمون زیاد نمونده کور می کنیم. اگر نخمون زیاد مونده باید اون قدر از بین دونه ها ردش کنیم تا برسیم به نوک یکی از ضلع های دیوارمون. طوری هم باید این کار رو کنیم که بین2تا نخ1دونه فاصله باشه.
خوب حالا گوشه دیوار ایستادیم. داخل نخمون هم1دونه از نوک1ضلع یعنی اولین دونه از نقطه شروع1ضلع هست.
3تا ضلع رو گل4-1می زنیم و درست آخر ضلع سوم و اول ضلع چهارم متوقف میشیم.
حالا1دیوار5ردیفی کامل داریم با1ردیف3ضلعی که1طرفش بازه.
تنه هاپو کامله باید روی بازش رو ببندیم.
اجازه بدید باز باشه تا دفعه بعد.
بچه ببخشید این مدلی میگم. آخه در مورد شکل این4-1بافتن و پایه گرفتن و ماجرا هاش پیش از این زیاد گفتیم و گفتیم و اگر اینجا باز اون مدلی بگم دیگه زیادی شورش در میاد و از شوری رد میشه و تلخ میشه و اوخ بطری نه خوب بابا بسه دیگه نمیگم.
راستی دیدید چه خوب فقط بافتن رو نوشتم متفرقه نگفتم آیا؟ دارم یاد می گیرم داخل پست هنر فقط هنرمند باشم نه وراج. آخ جون!
روز و هفته و تمام ایامتون به کام!
سلام به همگی.
میگم مروارید و سیم رو کی یادشه آیا؟ من یادمه. وای مروارید آخجون!
بچه ها عشقم کشیده باز هنرمند بشم و به این بهانه عزیز مخ شما ها رو بترکونم خخخ!
ببینم ما تا اینجا چی بافتیم آیا؟
قوری بافتیم، آباژور بافتیم، جعبه جواهر بافتیم دیگه یادم نیست چی بافتیم.
من سگ دوست دارم خیلی خوشگل میشه البته به حساب من. اینجا بنویسمش اگر یادم رفت بیام از همین جا تقلب بزنم دوباره بلدش بشم. بپرید بساط کنید وگرنه زود تر می بافم جاتون می ذارم آخجون!
واسه بافت این جناب سگه من با6رفتم با4هم رفتم خوب شد خیلی هم خوب شد ولی با8امتحان کردم اصلا خوشم نیومد شما هم نکنید چون مروارید ها هرچی شمارهشون بالاتر باشه بزرگ تر میشن و اگر مروارید های سگ بزرگ باشن بافت خودش رو ول می کنه و افتاده میشه و شکلش رو از دست میده و خلاصه قشنگ نیست. البته باز هم این سلیقه ایه شاید1کسی بگه من با8می بافم خیلی هم خوشم میاد. میل میل شماست ولی من اینجا هرچی به نظر خودم درست میاد رو باید بگم اگر به کار اومد که چه بهتر اگر هم به کار نیومد به درد خودم در زمان های فراموشی می خوره. خوب بریم؟ بریم!
واسه بافتن این جناب هاپو اول از تنه شروع می کنیم و اول هم از پشتش.
من با مروارید شماره6عجیب راحتم.
1، 2، 3، شروع!
بافت تنه سگ.
بچه ها بافت سگ تمامش یعنی تمامش بافت4-1هست. نگید4-1رو یادتون نیست که شکلک بطری خالی خخخ!
اول کار باید1دونه مربع3در3ببافیم. یعنی مربعی که هر ضلعش از3تا گل4-1درست بشه.
اول مثل تمام4-1هایی که شروع می شدن، 3تا داخل نخ و چهارمی مشترک. حالا ما چی داریم؟ 1دونه گل4تایی که از4تا دونه درست شده و شکل1لوزیه خیلی کوچیکه.
نخ ها رو تنظیم می کنیم که هر2تا سرش اندازه هم بشه، بعدش داخل نخ رو لمس می کنیم ببینیم چندتا به لمسمون وسط نخ داریم، ایول یکی. نه بابا یکیه خودمون نه این یکی. بابا اون یکی نه این یکی. دونه بابا1دونه داخل نخ1دونه به لمسمون میاد! ای بابا! یکی تو هم با اون مدل حضورت!
گل هامون4-1هستن. یعنی باید از4تا دونه درست بشن. حالا1دونه داخل نخ داریم پس باید3تا دیگه واسه درست کردن گل دوم صرف کنیم.
بافتمون باید1مربع3در3باشه یعنی هر ضلعش3تا گل4تایی می خوادش. 1گل4تایی رو زدیم می مونه2تا گل دیگه که1ضلع کامل بشه.
داخل نخ1دونه بود. حالا1دونه داخل نخ دست چپ، 1دونه داخل نخ دست راست، 1دونه مشترک. این هم گل دومی.
ما2تا گل از3تا گل ضلع اولی رو داریم. حالا باید دور بزنیم. من راست دستم پس2تا دونه داخل نخ دست راست و سومی مشترک. این هم گل سوم. ضلع اول مربع ما کامل شد و1نیم دور هم زدیم.
حالا دوباره2تا دونه داخل نخ دست راست و سومی مشترک. و این دفعه1دونه هم مشترک از زیر می گیریم با نخی که داخل دست چپمون هست. بچه ها مشترک از زیر یا همون پایه رو کی یادشه؟ جایزه داره. خودم یادمه جایزهش هم مال خودم.
مشترک از زیر یا همون پایه یعنی نخ دست چپ رو از داخل1دونه از مروارید های تشکیل دهنده گل های قبلی رد کنیم.
الان نخ دست چپ ما درست کنار1دونه مروارید از گل های ردیف قبلی هست. نخ رو از داخل سوراخ همین دونه که درست بغلدست آخرین مشترکی که گرفتیمه رد می کنیم.
بچه ها این ها قرار بود خلاصه بشن چون جزئیات گل های4تایی و پایه گرفتن و ماجرا هاشون رو پیش از این ها گفتیم و من نیت کرده بودم فقط خلاصه بگم و برم ولی امان از این میل به پر حرفی که دست از سرم بر نمی داره!
خوب بیخیال خوب می کنم خخخ!
حالا هر2تا نخ ها رو می کشیم و داخلش رو لمس می کنیم به همون روش های پیشین. 2تا داخل نخمون به لمس میاد. یکیش مشترکه و یکی دیگهش پایه ای که از گل های ردیف قبلی گرفته بودیم. گل هامون4-1بودن پس باید2تا دیگه دونه بذاریم وسط تا1گل دیگه ساخته بشه. من راست دستم پس1دونه داخل نخ دست راست، یعنی نخی که بالای دونه مشترک هست و باهاش پایه نگرفتم، و دومی مشترک، حالا با نخ دست چپی دوباره1دونه مشترک از زیر یا همون پایه..
روی این خط هم2تا گل زدیم و باید دوباره دور بزنیم تا ردیفمون کامل بشه و بپریم ردیف بالایی یعنی ردیف سومی از مربعمون.
حالا به جای نخ دست راست به نخ دست چپ گیر میدیم. این دفعه1دونه داخل نخ دست چپ، دومی مشترک، پایه هم نمیشه بگیریم. کی می دونه واسه چی؟ آفرین به خودم! واسه اینکه ردیف دوم از3ردیف تشکیل دهنده مربع ما کامل شده و گل ها هم سطح هستن و جایی واسه پایه گرفتن نیست.
شکلک1شیشه آب زرشک رو به عنوان پاداش1نفس سر کشیدم و آخجون چه حالی داد بهم!
ردیف سوم هم باید3تا گل داشته باشه.
داخل نخ هامون1دونه به لمس میاد. باید دور زدنمون رو کامل کنیم. نخی که به لبه کناریه بافتمون نزدیک تره رو انتخاب می کنیم، حالا2تا داخل این نخه، سومی مشترک، یکی هم مشترک از زیر یا همون پایه.
توجه کنیم داریم از بالای ردیف میریم جلو و1ردیف بهش اضافه می کنیم.
حالا2تا دونه داخل نخه. من هنوز راست دستم. یکی داخل نخ دست راست، دومی مشترک، 1دونه پایه با نخ دست چپ شبیه گذشته.
گل سوم و آخرین گل مربع3در3مون رو مجبور نیستیم دورش بزنیم. پس باز هم1دونه داخل نخ دست راست، دومی مشترک، و پایه بی پایه.
اطراف مربعمون رو لمس می کنیم و می بینیم که هر4ضلعش از3تا گل4تایی درست شده.
مربع پشت بدن هاپوی ما حاضره و می تونیم بریم سراغ تنه اصلی.
حالا ما1دونه سطح صاف داریم که باید دورش رو با5ردیف گل های4-1دیوار کنیم و بریم بالا.
چیه؟ یعنی چی خوب خسته شدم اینهمه نوشتم شما ها بافتید رفتید من داشتم می نوشتم جا موندم که! حالا1بطری آب زرشک هم جایزه گرفتم نباید اینهمه بلا سرم بیاد عجب گیری کردم ها! برید استراحت و تمرین و عشق و حال تا من ببافم بهتون برسم باقیش رو میگم.
بچه ها! زندگی قشنگه! قدرش رو بدونیم همگی!
تا دفعه بعد که اگر خدا بخواد و عمری باشه شنبه آینده میشه، تمام لحظه هاتون بی وقفه به کام!