دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

آهنگی از جنس دیروز!

سلام به همگی.
بچه ها احوالات در چه حاله؟ رو به راهید؟
گاهی آدم دلش واسه دیروز های خودش تنگ میشه. من گاهی اون مدلی میشم. دیشب هم اون مدلی شده بودم.
چند شب پیش جیگیلک این ها خونه ما بودن. داخل لپتابش1آهنگی بود که مادر جیگیلک برام توضیحش داد.
گفت این آهنگ یکی از بهترین آهنگ های ادل اگر اسم خواننده رو درست گفته باشم شناخته شد. تصویرش هم خود خواننده رو نشون میده که وارد خونه قدیمیه خودش که قدیم ها داخلش زندگی می کرده شده. خونه قدیمیه خاکی با1دونه تلفن قدیمی که میره برش می داره و شروع می کنه با قدیمی ها صحبت کردن. شاید با عشقش. آهنگ رو گذاشت و خانم برادرم بعضی جا هاش رو برام ترجمه می کرد و بعضی جاهاش رو سعی می کردم بفهمم و نمی شد.
آهنگ خوند و خوند و خوند و من زمانی به خودم اومدم که سرم به1طرف کج شده بود و داشتم بدون هیچ تغییری در حالت چهرهم از گوشه چشم می باریدم.
مادرم اومد زد روی شونهم و خندید.
-گریه کردی؟
سعی کردم لبخند بزنم ولی فقط شکلک مضحکی به چهرهم نشست که برادرزادم رو خندوند. بعدش هم اشک هام بیخیال دیده شدن ها جاری شدن. دلم تنگ شده بود! واسه قدیم ها! واسه قدیمی ها! واسه دیروزی های خودم!
شب که بقیه رفتن، سرچ زدم و آهنگه رو با ترجمه کاملش از اینترنت گرفتم. گوشش دادم و نگهش داشتم. دیشب باز دلم تنگ شده بود. از همون جنس دلتنگی های اون شب. آهنگه رو هنوز داشتمش. ترجمهش رو هم همین طور. کسی نبود. خودم بودم و شب. اینتر رو زدم و صدای آهنگ پیچید داخل شب اتاقم. دیگه کسی اطرافم نبود. ترجمه رو هم بلد شده بودم. اون شاید واسه عشقی می خوند که دلش تنگش شده بود. من واسه جوونک دیروزی می خوندم که پریسا بود و چه سبک بار بود و چه بیخیال بود و چه آسوده بود از هر مدل استرس و دلواپسی های یواشکی و چه شونه های سبکی داشت از گناه های امروزش که فقط خودش می دونه و خدا و چه صبوره این خدا که هنوز تحمل می کنه! دلم واسه شفافیه گذشته هام تنگ بود!
***
متن و ترجمه آهنگ hello از adeleVerse 1]
Hello, it’s me
سلام این منم
I was wondering if after all these years
من در تعجبم که بعد از این همه سال
You’d like to meet, to go over
دوست داری منو ملاقات کنی همه چیز رو
Everything
به یاد بیاری
They say that time’s supposed to heal ya
اونا میگن که زمان باید تو رو خوب کنه
But I ain’t done much healing
ولی من اونقدرا هم خوب نشدم
?Hello, can you hear me
سلام صدا منو میشنوی؟
I’m in California dreaming about who we used to be
من در رویاهای کالیفورنیایی خودم هستم کسی که باید میبودم
When we were younger and free
وقتی ما جوون تر و آزاد بودیم
I’ve forgotten how it felt before the world fell at our feet
فراموش کردم قبلا دنیا زیر پای ما چه حسی داشت
[Pre-Chorus 1]
There’s such a difference between us
خیلی تفاوت بین ما هست
And a million miles
بیش از یک میلیون مایل
[Chorus]
Hello from the other side
از طرفی دیگر سلام
I must’ve called a thousand times to tell you
من باید هزاران بار بهت زنگ میزدم که بگم
I’m sorry, for everything that I’ve done
من متاسفم برای تمام کارایی که انجام دادم
But when I call you never seem to be home
ولی وقتی من بهت زنگ میزنم به نظر میرسه که هیچ موقع خونه نیستی
Hello from the outside
سلامی از بیرون
At least I can say that I’ve tried to tell you
حداقل من میتونم بگم که تلاش کردم که بهت بگم
I’m sorry, for breaking your heart
من متاسفم برای شکستن قلب تو
But it don’t matter, it clearly doesn’t tear you apart anymore
ولی اشکال نداره این واضح هست که تو دیگه اهمیت نمیدی
[Verse 2]
?Hello, how are you
سلام حالت چطوره؟
It’s so typical of me to talk about myself
این یک چیز معمولی هست که درباره خودم صحبت کنم
I’m sorry, I hope that you’re well
من متاسفم امیدوارم که حالت خوب باشه
Did you ever make it out of that town
آیا تو تا حالا از اون شهر رفتی
?Where nothing ever happened
جایی که هیچ اتفاقی نیوفتاد
[Pre-Chorus 2]
It’s no secret
این یک راز نیست
That the both of us are running out of time
چون زمان هر دومون داره تموم میشه
[Chorus]
Hello from the other side
از طرفی دیگر سلام
I must’ve called a thousand times to tell you
من باید هزاران بار بهت زنگ میزدم که بگم
I’m sorry, for everything that I’ve done
من متاسفم برای تمام کارایی که انجام دادم
But when I call you never seem to be home
ولی وقتی من بهت زنگ میزنم به نظر میرسه که هیچ موقع خونه نیستی
Hello from the outside
سلامی از بیرون
At least I can say that I’ve tried to tell you
حداقل من میتونم بگم که تلاش کردم که بهت بگم
I’m sorry, for breaking your heart
من متاسفم برای شکستن قلب تو
But it don’t matter, it clearly doesn’t tear you apart anymore
ولی اشکال نداره این واضح هست که تو دیگه اهمیت نمیدی
[Bridge]
Ooooohh, anymore
اوه نه دیگه
Ooooohh, anymore
اوه نه دیگه
Ooooohh, anymore
اوه نه دیگه
Anymore
نه دیگه
[Chorus]
Hello from the other side
از طرفی دیگر سلام
I must’ve called a thousand times to tell you
من باید هزاران بار بهت زنگ میزدم که بگم
I’m sorry, for everything that I’ve done
من متاسفم برای تمام کارایی که انجام دادم
But when I call you never seem to be home
ولی وقتی من بهت زنگ میزنم به نظر میرسه که هیچ موقع خونه نیستی

Hello from the outside
سلامی از بیرون
At least I can say that I’ve tried to tell you
حداقل من میتونم بگم که تلاش کردم که بهت بگم
I’m sorry, for breaking your heart
من متاسفم برای شکستن قلب تو
But it don’t matter, it clearly doesn’t tear you apart anymore
ولی اشکال نداره این واضح هست که تو دیگه اهمیت نمیدی
***
نمی دونم چم شده بود. دلم می خواست برگردم به دیروز هام. دست های پریسای دیروزی رو لمس کنم. بهش بگم دلم برات تنگ شده. میشه برگردی؟ میشه بیایی و باز شبیه گذشته ها پاک بشم؟ میشه باز هم تو باشی و من بشم پریسای دیوونه ای که گناه بزرگش رفتن به1بستنی فروشی بود همراه کسی که مادرش باهاش موافق نبود؟ و تفریحات غیر مجازش هم گاهی1سری شیطنت های کوچولوی مسخره که سر بنده های خدا در می آورد و اگر می فهمیدن، خیلی ساده می شد که بگه ببین فلانی من کردم نمی دونستم اذیت میشی بیا تلافی کن!
بعدش تلافی می شد یا نمی شد و آخرش خنده بود! مهم این بود که می شد اعتراف کرد. می شد دل ها به دست بیان. می شد از برملا شدن هیچ گناهی نترسید چون اون ها کوچیک بودن و قابل اعتراف. و حالا حس می کردم این آهنگه رو اگر من می خوندمش، واسه پریسای دیروزی می خوندم. کسی که طبق متن ترجمه این ترانه، میلیون ها مایل از امروزم فاصله داره! 1نفر در طرف دیگه جهان. در اون سر زمان. در اون طرف هستی!
خدایا! یعنی هیچ راهی نیست؟ خدایا هیچ طوری نمیشه اون برگرده؟ من باز بشم اون دیروزیه؟ خدایا میشه1راهی باشه که ببردم به پاکیه دیروز هام؟ میشه تو دستم رو بگیری از این مردابی که با نفهمی های خودم ساختمش ردم کنی اون طرف؟ میشه من پاک بشم از گناه هایی که از بس بزرگ شدن قابل اعتراف نیست؟ میشه ببخشیم؟ من دیگه نمی تونم به بنده هات بگم من کردم بیا تلافی کن! آخه گفتنی نیست. تلافی ها هم دیگه تلافی نیستن وحشتناک میشن. خدایا میشه امشب بری داخل خواب های بنده هایی که من تحمل تلافی ها رو بهشون بدهکارم و واسطه بشی که بهم ببخشن؟ خدایا میشه شونه های من از بار های سیاهی که حتی به خودت هم نمیشه با زبون اعترافشون کنم سبک بشن؟ به خودت قسم دیگه خسته شدم. دلم نمی خواست این طوری بشه. من فقط، کج می رفتم. نمی دونم چی می شد که می رفتم. شاید دلم می خواست ببینم چی میشه. شاید خسته می شدم از اون جاده صاف و ساده ای که سرنوشتم می گفت داخلش پیش برم. آخه جادهش خیلی بی منظره بود و من دلم منظره می خواست. می خواستم تماشا کنم. شاید امتحان می کردم. شاید تفریح می کردم. شاید هم تصور می کردم که1خورده لذت بی ضرر که کسی رو اذیت نکنه و فقط واسه دل خودم باشه و بهم حس مثبت بده به جایی بر نمی خوره پس بذار انجامش بدم طوری که نمیشه. ولی، … نمی خوام این نتیجه ها رو! خدایا نمی خوام این نتیجه ها رو! پروردگارا به هیچ بنده ای از بنده هات نمیشه بگم. کاش می شد ولی شدنی نیست. اما تو تمامش رو می دونی. خدایا می خوام پاک بشم از تمامش. از تمامش! راهش رو بلد نیستم. داخلش بد گیر کردم. اطرافم مردابه می خوام رد بشم نمی تونم. خدایا میشه راهش رو یادم بدی؟ میشه کمک کنی از این بار اضافی خلاص بشم؟ می دونم اشتباه کردم. اون منظره ها، اون تفریح ها، اون نتیجه های کوچولو، تمامشون به این لحظه نمی ارزیدن. خدایا نمی خوامشون میشه1طوری که فقط خودم بدونم و خودت، از دستشون خلاصم کنی؟ میشه یادم بدی چه مدلی امروز هام رو پاکشون کنم؟
بچه ها کاش راهی باشه! کاش خدا بخواد و کمکم کنه! کاش بشه برگردم به همون جاده های ساده و بی منظره اما صاف و بی پیچ و خم. می دونم که هرگز شجاعت پیدا نمی کنم تمام پروندم رو اینجا فاش کنم. می دونم که خدا تمامش رو می دونه. می دونم که خیلی چیز ها داخل دفترم هست که نباید باشه. خدایا معذرت می خوام. خدایا ازت معذرت می خوام! از بنده هات هم همین طور. ولی من زورم به پاک کردنش نمی رسه میشه تو واسهم پاکش کنی؟ از شونه های خودم و از دل بنده هایی که به دست من به ناحق زخمی شدن؟
تو می دونی که من هرگز بد خواه طنابنده ای نبودم. میشه1کاری کنی بنده های خاکیت هم این رو بدونن؟ خدایا خیلی خستهم خیلی! میشه1طوری این پیچ و خم ها تموم بشه؟ دلم همون جاده صاف و بی منظره خودم رو می خواد. میشه راهش رو نشونم بدی؟
بچه ها معذرت گاهی من بیشتر از زمان های دیگه دیوونگی هام شدید میشن.
میرم خستگی در کنم بلکه از سرم بپره.
به امید خدا.

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

با همه تونم!

سلام به همگی. بچه ها رو به راهید؟ من هم شکر خدا هنوز هستم. البته نصفه نیمه خخخ.
بچه ها امروز اومدم1کوچولو شاید تلخ بنویسم. تلخ ولی بی پرده. کاش تا آخرش بخونید و کاش از دستم دلگیر نباشید. تصمیم داشتم این رو جای دیگه که افراد بیشتری می بینن و می خونن بفرستمش ولی اون هایی که مصلحت اندیش تر از خودم بودن گفتن این چیزی رو درست نمی کنه و چه بسا که بیشتر ویرانی به بار بیاره و من هم اصرار نکردم چون اون ها حق داشتن. بعدش تصمیم گرفتم بیخیال بشم ولی با اتفاق هایی که این هفته های اخیر افتاد و متأسفانه واسه من داره بیشتر هم میشه تصمیم گرفتم این رو بنویسم و بفرستمش داخل یکی2تا سایت دیگه که بهم لطف کنن و انتشارش بدن ولی منصرف شدم چون به نظرم این شعله رو نباید به جای دیگه منتقلش کنم. پس نوشتم و زدمش اینجا هرچند می دونم افراد زیادی اینجا نمیان و نمی بیننش ولی احتمال میدم که چندتا از معتمدین اون افراد که نمیان اینجا و نمی بینن و نمی خونن، شاید گاهی بیان اینجا و بخونن و شاید به بقیه هم اطلاع بدن و شاید این نوشتنم بی فایده نباشه.
بچه ها دیروز و دیشب یعنی1شنبه رو من اصلا هیچ کجای اینترنت نبودم. حتی اینجا. درگیر زندگیه واقعیه غیر اینترنتی داشتم وسط واقعیت های جهانم می چرخیدم و شکر خدا بد هم نبود. به خیلی هاشون سر و سامون دادم و خیلی هاشون هم موندن واسه امروز و فردا و فردا هایی که باید بسازمشون.
این وسط، بین چرخیدن هام فکر هم می کردم. مدتیه که دارم فکر می کنم ولی نه به این شدت. دیروز اما خیلی فکر کردم. عمیق فکر کردم. متمرکز فکر کردم.
تمام دیروز رو وسط شلوغی های سرسام آور جهان غیر اینترنتی چرخیدم و فکر کردم و دیدم خیلی چیز ها هست که شاید بهتر باشه عوض بشن. به خاطر خودم. به خاطر خونوادهم و به خاطر افرادی که بهم گفتن و میگن که ممکنه بدون اینکه خودم بخوام حتی در غیبتم شاید بینشون عامل درگیری شده باشم.
شاید درست تر باشه که من تا مدتی کمتر اینترنتی باشم. شاید لازم باشه جدی تر بهش فکر کنم. به چیز هایی که از چند وقت پیش زیاد بهش فکر می کنم.
این روز ها زیاد فکر می کنم بچه ها. به تغییر خیلی چیز ها فکر می کنم. به عوض کردن خط واتساپم فکر می کنم. به عوض کردن شماره همراهم فکر می کنم. به تغییر آدرس اینترنتیم و حتی اگر لازم باشه به تغییر نام و نشون خودم در1نشونی اینترنتی ناشناس فکر می کنم.
بچه ها احتمالا تا مدتی ترجیح بدم کمتر باشم. احتمالش هست که تا مدتی جز افرادی که در جهان واقعی در اطرافم هستن، جواب هیچ زنگی رو ندم. احتمالش هست که واتساپم رو از روی این خطم حذفش کنم. احتمالش هست که دیگه جز اینجا، یعنی داخل اینترنت، دیگه هیچ پیامی نفرستم و به هیچ پیامی هیچ جوابی ندم. جز داخل کامنت های سایت ها و وبلاگ ها، با کسی از جهان اینترنت تماس نداشته باشم و به هیچ تماسی هیچ مدلی جواب گو نباشم. احتمالش هست که بیشتر در جهان واقعی درگیر و از اینترنت و دردسر هاش فاصله داشته باشم. احتمالش هست که تا مدتی دیگه نباشم. چرا البته هستم ولی فقط1کاربر معمولی داخل سایت ها که می چرخه و دانلود می کنه و اگر بشه که اینترنت رو از زندگیه واقعیش بفرسته بیرون کامنت هم می فرسته ولی فقط همین.
احتمالش هست که دیگه نخوام به این درگیری های مسخره و مضحکی که همیشه گفتم نمی خوام جزوش باشم ادامه بدم.
بچه ها! با تمام این احتمال ها من دوستتون دارم. همه شما ها رو و تمام اون هایی که زمانی در تصورات خامم دوستم داشتن ولی زمانی که روز ها رفتن و به شب و به غبار که رسیدیم حتی باورم نکردن. تمامتون رو دوستتون دارم. ولی باور کنید بچه ها خستهم. به خدا خیلی خستهم. دیگه نمی کشم. دیگه نمی خوام ادامه بدم. دیگه نمی تونم. دوست های مهربونم که از جهان اینترنت شناختمتون! برام خیلی عزیز هستید ولی باید مدتی سکوت کنم. شما ها از جنس آشنایی های دیروز ها هستید. از جنس هوای گذشته. گذشته ای که هنوز دور نیست ولی انگار قرنی ازش گذشته. شما ها از جنس هوای آشنایید. از جنس خنده های نیمه شب. از جنس درد دل های صمیمی توی1فضای آشنا و عزیز. شما ها از جنس هم دلی های شاد و حتی هم دردی های غمناک ولی متحد هستید. به من خیلی لطف دارید خیلی ولی بچه ها دارم اذیت میشم. دست خودم نیست به خدا دست خودم نیست نمی تونم. تا حالا به هیچ کدومتون هیچ زمانی نگفتم ولی دیگه باید بگم که هر دفعه که با هر کدوم از شما ها صحبت می کنم بعدش محاله نبارم. به یاد زمان های سفیدی که بود و دیگه نیست. هر دفعه و هر دفعه که پشت خط با هم می خندیم بعدش محاله من مثل بارون نبارم. محاله از شدت هقهق به سرفه های وحشتناک نیفتم و محاله که بعدش آروم سپری بشه.
باید نباشم بچه ها. این طوری من هیچ زمانی نمی تونم بلند شم و دوباره به تسلط و به آرامش برسم. جدا از این، چیز هایی می بینم و می شنوم که اصلا موافقش نیستم. بچه ها تمام آرامش خاطرم بعد از اتفاق های تاریک اینترنتی که از سرم گذشت این بود که شما ها و محبت هاتون و هوای آشنای من مثل گذشته ها پا بر جاست هرچند من دیگه اونجا نیستم. ولی دارم می شنوم که نیست. دیگه نیست! می شنوم که دیگه هیچ چیزش شبیه گذشته هاش نیست. دارم می شنوم که محبت ها گاهی تبدیل میشن به درگیری ها و سردی ها و جنگ. البته به احتمال بسیار بسیار قوی اشتباهه و گوینده ها اشتباه میگن و من هم اشتباه فهمیدم ولی اگر1درصدش هم درست باشه من باید اینجا1دفعه و واسه همیشه گفتنی هام رو به این بهانه بگم.
شنیده هام به شدت اذیتم کردن و دارن اذیتم می کنن بچه ها. بعدش سعی کردم درستش کنم و نمی دونم چه اندازه موفق بودم. کاش درست شده باشه!
دعا کردم که تموم بشه ولی اطلاعاتی که بدون تمایلم بهم می رسه میگه تموم نشده و من این رو نمی خوام. به خدا نمی خوام!
نمی دونم چند نفرتون اینجا میایید و این رو می خونید ولی کاش به تمامتون برسه!
بچه ها! لطفا ادامه ندید. عزیزی که با خط ناشناس بهم پیام واتساپی میدی و میگی طرف من هستی و می خوایی کمک کنی! من نه طرف می خوام نه طرفدار. کمک هم اگر می خوایی کنی این پست رو بخون و بهش عمل کن تا به من کمک کرده باشی.
عزیز من! پیام هم دلی و هم دردی و هر چیزی که اسمش رو می ذاری بهم نده! جنگ نکن! به بهانه همراهی با من توی پیام هات به کسی توهین نکن! این درست نیست اگر مسلمونی این از دین خارجه اگر هم معتقد به دین نیستی این از انسان بودن خارجه عزیز من نکن! اون هایی که اسم هاشون رو می بری عزیز های من بودن هنوز هم هستن اذیت میشم زمانی که این چیز ها رو می خونم. اگر هم کسی بینشون هست که نظرم بهش مثبت نیست بذار نباشه شما حق اهانت نداری. من موافق نیستم پس لطفا نکن.
از این مدل برنامه ها البته خیلی خفیف تر رو چندین ماه پیش هم داشتم و جای دیگه گفتم که موافق این بازی های زشت نیستم و اون زمان ظاهرا ماجرا تموم شد ولی مثل اینکه این نقش زشت واسه خیلی ها خیلی خوشآینده که به ایفا کردنش اصرار دارن. اونجا و اون زمان گفتم باز هم میگم. این واقعا زشته. هر کسی هستی و به هر نیتی که این کار رو می کنی لطفا دیگه ادامهش نده.
آقا یا خانمی که با ایمیل نا آشنا و بدون اسم و نشونی معتبرت بهم ایمیل می فرستی! شما1شخص عاقل و بالغ هستی. لازم نیست کسی به قول خودت راه بی افته و پیش بره تا پشت سرش باشی. لازم هم نیست از کسی نظر بخوایی که تو بگو من انجامش میدم. اون هم از کسی که نه از بقیه بنده های خدا بالا تره نه آگاه تر. من مال این حرف ها نیستم عزیز. اگر حرفی داری برو خودت به هر کسی که مخاطبت هست بزن و پای صحبت و جواب هاش بشین و قانع بشو یا قانع کن. من اهل این برنامه ها نیستم. درضمن تمرین کن و یاد بگیر شجاع باشی و حرفت رو خودت بزنی. با اسم و رسم خودت. نه اینکه1کسی رو با کلامت بخوایی ببری بالا و پشت سرش مخفی بشی و راه بی افتی و یواشکی تأییدش کنی. من خیال ندارم پرچمت باشم. قشنگ برو خودت رو به افرادی که در موردشون صحبت می کنی معرفی کن و صاف و شفاف با خودشون حرف بزن نه اینکه بدون اسم و رسم درست و حسابی بشی مشوق1کسی شبیه من که دارم میگم اصلا اهل هیچ بازیه مسخره ای از این دست نمی خوام باشم.
من این خط ها و ایمیل ها رو بلافاصله حذف می کنم. لطفا بس کنید!
دوست مهربونم که دلواپسم هستی! داخل جمعی که می دونی جای خودم و اسمم نیست تکرارم نکن. زمانی که تجربه بهت میگه جو این طوری تاریک میشه شما به زنده کردن این غبار خوابیده اصرار نکن. تو خیلی مهربونی دوست دوست داشتنیم. کاش می شد که من1دل به شفافی و مهربونیه دل تو داشتم! ولی لطفا دیگه اسمم رو جایی که گفتنش جایز نیست نبر!
عزیزی که به هر دلیلی سر به سر کسی می ذاری! ببین شما دلیل های خودت رو داری ولی من مجازاتش رو می پردازم. بهم میگن واسه خاطر من می جنگی و می جنگید. عزیز! عزیز ها! هر کدوم از شما ها! به هر صورتی، حتی در ناخودآگاه هاتون، اگر1گوشه از ضمیر هاتون به خاطر من دارید کسی رو اذیتش می کنید مطمئن باشید که من رضایت ندارم. به هیچ عنوانی، به هیچ دلیلی، به هیچ توجیهی، من رضایت ندارم واسه خاطر هیچ بخشی از خودم، کسی کسی رو اذیتش کنه. پس اگر واقعا خاطرم واسهت ارزش داره، و اگر توی اعماق ضمیرت واسه خاطر من داری سر به سر کسی می ذاری، لطفا از همین لحظه متوقفش کن و دیگه ادامه نده.
دوست محترمی که به نام آگاه کردنم به ناخواه خودم برام اطلاعات می فرستی! من نمی خوام بدونم. از این چیز ها بهم نده. اطلاع رسانی نکن. فایل های صوتی از این دست برام نفرست. نمی خوام بشنوم که فلانی معلوم نیست از سر چه هوای جفنگی توی فلان دسته در موردم فلان نامربوط رو پرونده. عزیز حرف باد هواست میاد و میره. خوب هاش اثر مثبتشون رو می ذارن و بد هاش رو باد می بره. بذار بگن. من نمی خوام بشنوم. اجازه بده خاطره هایی که به یادگاری برداشتم و رفتم برام همون طور پاک و مقدس باقی بمونن. تقدسش رو ویران نکن. خاطره هام رو با این به قول خودت اطلاع رسانیت کثیفش نکن!
بچه ها مطمئنم عاقل تر از اون هستید که سر1کسی دیگه با هم تاریک شده باشید ولی چون من این طوری شنیدم و دارم می شنوم، گفتم بگم که اگر حتی1درصد در هر کجای ذهن و ضمیرتون به خاطر من محبت هاتون به همدیگه غبار گرفته، شما رو به خدا یادتون باشه که من رضایت ندارم. اگر خاطرم رو اون اندازه ای که بهم میگن می خوایید پس واسه خاطر رضایتم هم شده1دفعه دیگه پاشید خودتون رو ثابت کنید و محبت هاتون رو از اول بسازید و هم بستگی هاتون رو از تاریکی ها و بد خواه ها و بد خواهی ها پس بگیرید و دوباره بشید1صبح1دست سفید که هیچ شبی زورش نمی رسه بشکندش. من شما ها رو این مدلی توی خاطرم ثبت کردم. آخرین تصویری که ازتون توی نظرم هست این مدلیه. خرابش نکنید بچه ها. اجازه بدید به جای اینهمه صدای پراکنده خنده های هم صداتون رو بهم برسونن تا خاطرم ازتون جمع باشه.
نمی دونم. شاید این که نوشتم واسهم خیلی بد تموم بشه و شاید هم واسه بقیه که می خوننش یا نمی خوننش خیلی مثبت تموم بشه. ولی من نوشتم چون حس کردم باید می نوشتم. به چند نفرتون که کم هم نبودید این ها رو گفتم. تلاش کردم. تقاضا کردم که قانع بشید ولی ظاهرا نشد. گفتم نمی خوام حرف بزنم. گفتم نمی خوام به تماس ها جواب بدم. گفتم نمی خوام از اطلاعاتی که نمی خوام بدونم چیزی بهم منتقل کنید. گفتم نمی خوام کسی رو سر اسم من اذیتش کنید و گفتم که نمی خوام اسمم رو جایی که جام نیست ببرید. گفتید باشه ولی گوش بهم نکردید. بچه ها دارم اذیت میشم. به خدا دارم اذیت میشم. اجازه بدید مدتی در سکوت خودم بمونم تا هم من به آرامش برسم هم شاید بشه که تاریکی ها از بین شما ها بره و اون هایی که اینهمه رو از دست من می بینن قانع بشن که من بد خواه نیستم.
میگن امید همیشه هست. پس من امیدوارم. امیدوارم و به شدت منتظر. امیدوار به افتادن تمام پرده ها و آشکار شدن تمام پنهان هایی که دست های من زورشون نرسید آشکارشون کنن، و منتظر واسه شنیدن دوباره اون خنده های هم صدا و مهربون و از ته دل که بره آسمون و1دفعه دیگه به همه و به همه ثابت کنه که شما ها هنوز همون دست1پارچه ای هستید که توپ هم داغونتون نمی کنه چه برسه به گرد و غبار. اون هایی که باید پیام هام رو می گرفتن گرفتن. یعنی امیدوارم که گرفته باشن. و ای کاش به گفته هام توجه کنن تا هم من به آرامش برسم هم همگی شاد تر از روز هایی که گذشت باشیم. خیالی نیست اگر کنار هم نیستیم. من و شما ها. فقط اینکه هر2طرف در آرامش باشیم کلی مثبته.
بچه ها! دوستتون دارم. حتی اگر خطم عوض بشه، حتی اگر آدرس اینترنتیم عوض بشه و حتی اگر دیگه پریسایی داخل اینترنت نباشه که بیاد و پراکنده بنویسه، باز هم من دوستتون دارم. این واقعیتیه که هیچ شبی نمی تونه عوضش کنه. حتی غیبت خود من.
تا پشیمون نشدم این رو بزنمش که اگر بیشتر طولش بدم احتمال اینکه کلا حذفش کنم خیلی بالاست.
بچه ها! زندگی قشنگه. خیلی هم زیاد.
ایام همگیتون به کام.