اوخ خدا در وقت استراحت بین نیمه های متعدد زندگی خزیدم اینجا. میگم که! لو رفتم. ظاهرا اینجا اون اندازه که تصور می کردم یواشکی نیست. شکلک حیرت و اخم و دلواپسی و از این شکلک کج و کوله ها. داخل تیم تاک فهمیدم. یعنی الان باید مواظب جفنگ نوشت هام در اینجا باشم آیا؟ نمی تونم آخه! من جفنگ نگم مخم خارش می گیره. پس نتیجه اینکه من جفنگ میگم حاضران رو هم بیخیالش. خوب به من چه تو چشمت رو درویش کن نبین من اینجا باید خودم باشم نباشم بد میشه. خوب خوب بیخیال. امروز دلم شعر گفتن خواست هرچی کردم شعره نیومد. گیر کرده نمیاد به جان خودم نمیاد چیکارش کنم؟ به مخم کرچک بمالم حل میشه آیا؟ چند دقیقه دیگه باید بپرم آماده بشم واسه کلاس زبان. این استاد آوازه همهش میگه تمرین کن تمرین کن من تمرین نمی کنم. تمرینم نمیاد. تیم تاک بازه هم می شنوم هم می نویسم هم دیرم میشه الان. امشب مهمون میاد. جیگیلک و خونواده. چی خواستم بگم یادم رفت؟ به جان خودم حرف داشتم بزنم یادم رفت.
این روزها از اطراف خبر فوت و فوت و فوت می باره سرم. و من در کمال پررویی می خندم. سرم درد می گیره از سنگینیه اخبار و می خندم. مادر متوفا رو بغل می کنم و از گریه هاش داغون میشم و2ساعت بعد می خندم. واسه درگذشته ها فاتحه می خونم و می خندم. آه می کشم و می خندم. گاهی واقعا سخت میشه اما، …
تیم تاک رو همین الان بستم. این بنده های خدا، … آخر هفته ای که گذروندم حسابی20بود مخصوصا4شنبه و5شنبهش. مخصوصا4شنبهش. مخصوصا4شنبه شب. زدیم با بچه ها بیرون. کاش باز تکرار بشن این رفتن ها! خیلی20 بود خیلی. نق می زدم که بریم و3می گفت تابستون یادته اونهمه گفتیم بیا تو واسمون تاقچه بالا می ذاشتی؟ حالا هرچی خودت گفتی رو تحویلت بدم؟ نمیام. من حوصله ندارم. حسش نیست. می خوام خونه خودم باشم. خوش نمی گذره بهم. دیگه نشنیدم چی می گفت آخه وسطش داشتم، … خخخ داشتم خخخ وایی خخخ! خلاصه رفتیم. خوش گذشت. آخ جون! باز دلم گردش می خواد.
خاطرم نیست چند شنبه شب اون هفته بود که داخل تیم تاک با اینترنتی ها تا حد خفگی خندیدم. ماه ها ماه ها بود با جمع اینترنتی اینهمه شدید نخندیده بودم. بعد از94و95دیگه از ته دل مطمئن شده بودم با هیچ جمع اینترنتی هرگز به این شدت نمی خندم. یعنی میشه باز درست بشم آیا؟ شبیه93؟ شبیه نیمه اول94؟ کاش بشه! کاش بشه! دلم واسه اوج گرفتن هام تنگ شده.
اوخ خدا داره6میشه من واقعا باید بلند شم دلم نمی خواد دیر برسم. لغت های این دفعه آسون تر بودن بد نبود1دفعه دیگه می خوندم اما نخوندم خدا کنه اون هایی که بلدم رو ازم بپرسه20بشم خوش بگذره بهم! دیگه بسه باقیش باشه بعد فعلا من رفتم آماده شدن و شلوغ کاری های قبل از خروج و کلاس و از این چیزها!