دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

اگر به جای من بودی، اگر به جای من بودید، اگر، …

سلام شب به خیر. خیلی زمانه می خوام بیام نمیشه. چه هوا گرفتارم این روز ها! حس می کنم هرچی پرواز می کنم نمی رسم. خداییش واسه چی! بدم نمیاد. از3برابر این هم بدم نمیاد فقط در مورد کارم نباشه! خدایا ببخش ناشکرم ولی تو که تمام مخفی ها رو می دونی خیالی نیست این رو هم می دونی از کارم دل خوشی ندارم. خداجونم معذرت می خوام.
کلاس زبانم سخته و من به زور باهاش پیش میرم. سریعه و من اونهمه سریع نیستم. گل سازی هم پیش میره. زبان رو باید بیشتر بخونم. واسه فردا عصر هیچ چی ننوشتم ببرم انجمن. امروز مهمون داشتم نشد زبان بخونم واسه3شنبه. لیمو اینجا بود. لیمو رو نمی دونم خاطر کسی اینجا هست یا نه. ول کن حس توضیح نیست حس اصلاح نیست. آتیشی هستم امشب. یکی! آهایی یکی ایمیلت رو چک کن می دونم می خونی اینجا رو محض خاطر خدا آخ خدا من چه تقصیری کردم که باید این نکبت رو تحملش کنم و تموم نشه همین طوریش فراموش شدنی نیست تا میاد کهنه بشه باز1چیزی1دستی1عاملی میاد شبیه هوار آسمونی نازل میشه به روانم خدا خسته شدم خدایا حواست هست به کی بگم آخه! آخ خدا نمی خوام حرفش باشه نمی خوام داستانش باشه نمی خوام حرف بزنم نمی خوام بشنوم نمی خوام واسه چی کسی نمی فهمه واسه چی کسی نمی فهمه؟ خیلی نوشتم خیلی ولی پاکش کردم نفرستا دمش اینجا. دلم نمی خواد آتیشی که رفته زیر خاکستر باز با نوشتن های من شعله بکشه. دلم نمی خواد کسی هر کسی این وسط چیزیش بشه. دلم نمی خواد این داستان بخش دوم داشته باشه. دلم نمی خواد دستم به اذیت کسی بره بالا حتی اگر اون کسی دشمنم باشه. من نمی خوام سبب اذیتش باشم. خدایا من نمی خوام سبب اذیت کسی باشم پس واسه چی این کسی ها سبب اذیت من میشن از رو هم نمیرن بابا روانی شدم پدرم در اومد بس نشد ول کنم نیستید آخه بسه دیگه!
بیخیال. بیخیال بیخیال بیخیال. شب من که جهنم شد رفت اگر توضیحش بدم دسته کم هفته آینده1نفر دیگه هم جهنم میشه واسش و خدایا من این رو نمی خوام. پس بیخیال. من فردا صبح رو به راه میشم. میرم کلاس گل میرم انجمن شعر میرم جهنم جهنم آخ لعنتی!
این مدلی نمیشه باید1طوری درست بشم وگرنه امشب تا صبح خیلی سخت میره خیلی.
یکی معذرت می خوام نتونستم تحمل کنم به خودم که اومدم دیدم هرچی نباید رو نوشتم و دکمه فرستادن رو زدم واسه تو. دست خودم نبود باید به1کسی می گفتم باید می نوشتم داشتم دق می کردم ایمیلت دم دست بود نفهمیدم چی شد فرستادمش بعد تازه فهمیدم کلا ویرایش در نوشتنم وجود نداشت خخخ. ظاهرا هنوز میشه بخندم. یکی! من تا کی باید مجازات این ناکرده رو روی دوشم ببرم! واسه چی تموم نمیشه! اگر تو جای من بودی چیکار می کردی! چه قدر سرم سنگین شده از اینهمه حرص! خدایا کمکم کن. برم1سری اراجیف بخونم حالم جا بیاد. می دونم که میاد. بیخیال. فردا روز بهتریه. می دونم که هست. اینجا نوشتن کمک می کنه بهم. به نظرم حالا1خورده شاید رو به راه تر باشم. صبح که بشه بهتر هم میشم. باید بشم. بپرم2درصد از1جهان گرفتاری که سرم ریخته رو انجامش بدم بلکه فردا کارم سبک تر باشه. خوابم میاد ولی فعلا بیدارم. بجنبم که دیر کردم. آهایی بابا زمان1خورده یواش تر برسم!
شب به خیر!