دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

درصدی توضیح و توصیف و هیچ چی همین طوری!

سلام. آخ جون فردا میرم کلاس گل سازی! بچه ها آخ دستم! سیمچین نداشتم واسه بریدن شاخه کلفت ها هرچی کردم نشد که نشد که نشد که نشد که نشد که نشد که نشد به تو چه دلم می خواد اصلا حالا که این طوریه57689تا دیگه نشد که نشد که نشد!
دلم می خواد صبح بشه برم گل مینا درست کنم این نصفه رو هم کامل کنم. شاخه های لعنتی خوب بریده می شدید دیگه!
دوست3ستاره من ما نابینا ها معمولا به امید کمک1بینا کار نصفه نمیشه کنیم. یعنی نمیشه من1چیزی دست هم درد نابینای خودم بدم بگم خوب نصفش رو خودت دریافت کن واسه دریافت نصفه دیگهش از بینا های اطرافت بخواه کمکت کنن. اگر این مدلی باشه بینای همراه دوست نابینای من می تونه از اینترنت واسش فیلم ها رو بگیره و اتفاقا کامل تر هم یادش بده. نمی دونم شما بینایی یا نابینا. نمی دونم شما گوش کن سایت ما رو می شناسی یا نه. اگر بشناسی و اگر بری محله اینترنتیه ما رو ببینی با فضایی آشنا میشی که داخلش1سری نابینا اونجان که با کمک هم و بی کمک هم سعی می کنن یاد بگیرن چه مدلی میشه هرچی بیشتر خودمون باشیم و کمتر درگیر همراه کردن1بینا با خودمون بشیم. ما یاد می گیریم. از همدیگه و از تجربه. و اگر چیزی بلد باشیم که بقیه نابینا ها بهش نرسیده باشن سعی می کنیم به روشی که کمتر کمک چشم لازم داشته باشه به هم یادش بدیم. فیلم تحویل نابینا دادن کمکی بهش نمی کنه. اینکه1بینا واسه من فیلم بگیره و1بینای دیگه واسه1نابینای دیگه توضیح بده که من چیکار دارم می کنم از نظر من به جایی نمی رسه. شاید هرگز موفق نباشم ولی تا آخرش در جستجوی راهی هستم که بشه به روش نابینایی به نابینا چیز یاد بدم و ازش چیز یاد بگیرم. با روش خودمون. تجسم و لمس و دریافت. و تا حد امکان، بدون انتظار کشیدن واسه رسیدن1فرشته نجات با1جفت چشم سالم.
حرف زیاده خیلی خیلی زیاد ولی مطمئنا از طرف شما حس خوندن نیست و از طرف من زمان گفتن. باید بجنبم. باید1خورده اینجا نق بزنم بعدش برم تا آرامش رو از جهان بیرون از اینترنت بپرونم خخخ.
بچه ها تلفن ثابتم داره زنگ می خوره و نمیرم بردارمش. رجوع شود به1پستی که همینجا زده بودم در1صبح جمعه. و البته1سری اتفاق مسخره که اینجا ننوشتم و خلاصه گوشی رو بر نمی دارم خودش آهان قطع شد.
همچنان دلم سفر می خواد و همچنان دلم تفریح می خواد و همچنان در2دلی بین فراهم کردن تفریحات انفرادی واسه خودم گیر کردم میرم طرف کمد و بر می گردم و خلاصه1طور هایی ول معطلم. چیه واسه چی سر تاب میدی ول معطلی مگه چشه؟ کلی هم حال میده به جان خودم راست میگم. راستی امروز سیستمم1مشت فایل و پوشه ازم قورت داد نمی دونم کجاش بزنم بالا بیاردشون کتاب داخلش بود هنوز ماتم به خودم نیومدم تا بترکم و شلوغش کنم. خوب شد کتاب های به درد بخور تر رو خونده بودم! ولی وایی خدا من پوشه هام رو می خوام این چه اوضاعیه تازه داره حواسم جمع میشه چه بلایی سرم اومد الان من چیکار کنم خدایاااا!
داخل آشپزخونه1عالمه ظرف ریخته اطرافم تازه خلوت شده همه رفتن ظرف ها موند واسه من باید برم اوضاع رو درستش کنم حالا کتاب هم نیست بزنم بخونه من به کار ها برسم اون پوشه های کوفتی اگر بود1چیزی از داخلش می زدم می خوند دیگه! شکلک آهسته آهسته به سوی آستانه انفجار.
خوب بسه دیگه زیاد گفتم و گفتم. باز هم گفتنی دارم اگر بخوام بگم ولی فعلا بمونه واسه دفعات بعد. فعلا حالش رو ببرید از کل زندگی از منفی و مثبتش که تمامش قشنگه. من هم رفتم حالش رو ببرم.