سلاااام من اومدم!
آهایی چیز! خودت برو بابا. دیوونههه خخخ!
بچه ها جعبه6ضلعیم تموم شد فقط مونده درش رو بهش متصل کنم که دیگه دستم جوابم کرد هرچی کردم این4تا گل رو بزنم نشد دسته گفت راه نمیام که نمیام! شاید تا آخر شب رضایت مچ مبارک رو گرفتم وصلش کردم وگرنه میره واسه فردا! فعلا که هم دستم نق زدنش گرفته هم خودم به طرز ترسناکی زیر اثر تفریحات سالم دارم تاب می خورم و الان نمی دونم کجای سقفم. به جان خودم نوشتن سخته انگار سیستمم و خودم جدا جدا روی هوا داریم مستقیم میریم. آخه1عاقل نیست بهم بگه الان مگه مجبوری بیایی اینجا جفنگ بگی با این حال با حالت! عاقل بی خود می کنه به من چیزی بگه دلم خواست! عه!
امروز نشد فوتبال ببینم! شبکه ورزش نداشتم. رادیو داغون کردم الان موندم وسط خماری. نتیجه رو از بچه های واتساپی گرفتم و خوش به حالم شد. البته نشد جیغ بکشم چون حسش هست و حالش نیست به نظرم اگر بخوام بلند شم شلوغ کنم نفس کشیدن یادم میره. بچه ها! من واسه چی اینهمه چیزم؟ آخه این چه کاری بود کردم؟ ولش کن خوب کردم عوضش بهم خوش گذشت!
آخ جون فردا4شنبه هست و باز میریم به فاز تعطیلات آخر هفته! خداجونم کاش الان فردا ظهر بود!
میگم بعد از این جعبه کجکیه طرح بعدیم چی باشه آیا؟ من طرح می خوام! ماهی رو که اختراع کردم تموم شد. جعبه رو هم که ساختم و حله! آخ جون! دلم ظرف ستاره ای می خواد که ببافم ولی راهش رو بلد نیستم هر مدلی میرم ظرفه شبیه قیافه خودم کج و کوله میشه و حالم رو می گیره! ای کاش پارسال که داخل نمایشگاه تهران1طرح ازش دیده بودم می خریدمش تا حالا از روی مدلش روش بافتنش رو کشف می کردم! واقعا تصور نمی کردم دوباره شروع کنم به بافتن وگرنه امکان نداشت از دستش بدم. اون بنده خدا رو امسال دیگه داخل نمایشگاه ندیدمش. نصف اصرارم واسه رفتنم امسال واسه خاطر دیدنش بود که نشد و حالم رو گرفت! بیخیال بلاخره پیداش می کنم. طرز بافت این ظرف بی ریخت رو میگم! گیرش میارم! من پریسا هستم. از1ظرف کج مسخره و چندتا مهره و1بسته نخ نفله نمی بازم! آخ ولی الان دارم به این بی حسیه خوشآیند کوفتی می بازم. وایی خدا دیگه نمی تونم نمی دونم تا انتشار این دست هام یاری می کنه یا نه! میگم من از برچسب زدن در پست ها بیشتر از همه چیز بدم میاد الان هم ذهنم درکم کلا هوشیاریم روی سقف داره بندری میره نمیشه این رو برچسب نزنم آیا؟
هی یکی به خدا تلافیه این مسخره بازی که سرم در آوردی رو سرت در میارم. مگه آزار داری؟
خدا کنه1طرح دیگه زود تر بزنه به سرم. بعد از تعطیلیه خرداد باید خیلی چیز ها واسه استادم داشته باشم. دلم می خواد از حیرت میخ بشه و دیگه نگه بعضی گل های کلاس گل کریستال رو می تونی ببافی. میخ و سیخ بگه تو تا آخرش می تونی بری تا آخرش! میرم! بی تردید میرم! چون دلم می خوادش! این کلاس لعنتی و اون گل های عوضی رو بافتنشون رو می خوام! می خوام! می خوام! منتظر تعطیلات خردادم!
دیگه بسه واقعا دیگه نمی تونم!
حس ویرایشش نیست غلط و درستش رو بیخیال من نیستم!
من رفتم ولو بشم و دیگه نمی دونم چی. شما هم شاد باشید!
دستهها