سلاااام به همگی.
بچه ها آخجون! یعنی آخجون! یعنی آخ، مکث، جون! میشه آخ، جون!
هیچی همین طوری عشقی. چون همه چیز آرومه، چون بهاره، چون من1دفعه فهمیدم که زندگی50برابر چیزی که همیشه اینجا گفتم قشنگه واسم. چیه چپ نگاه می کنی! زندگیه خودمه دلم خواسته قشنگ باشه قشنگ که بوده الان دیگه قشنگ تر باشه واسم. دهه!
واقعیتش، امشب داشتم واسه خودم آخ و واخ می کردم چرت می زدم که دلم صدام زد و گفت پاشو باهات کار دارم. موندم چه فحشی بدم بهش.
-یعنی من دل به بی شعوریه تو ندیدم. بابا من فردا بعد2روز خیر سرم می خوام برم سر کار ول کن الان باز می خوایی حالم رو بگیری؟
-نه بابا من دل مثبتی هستم اتفاقا امشب می خوام بهت1حال اساسی بدم. بعدش تخت بخواب.
-خوب زود بنال خستهم.
-فقط1جمله از طرف دل عزیزت. دردسر تموم شد! راحت باش!
-این که شد2تا جمله! ولی تو چی گفتی؟
-گفتم همه چیز امنه، همه جا آرومه، عه ببخشید برعکس گفتم ولش کن حال درست کردنش نیست، خلاصه که من خوبم و تو هم مجاز هستی از امشب به بعد جدی خوب باشی نه اینکه واسه تلقین به خودت بگی و بعدش یواشکی بزنی به ناکجا.
-زبون دل رو نفهمیدن یعنی حال الانه من. مثل آدم بگو چی می خوایی باز دوباره؟
-مثل آدم که نمیشه. ناسلامتی من دلم آدم تویی. من به زبون خودم میگم تو هم مشکل خودته اگر نفهمیدی.
-عه عجب رویی داره! به زور کوفت خوابم برده بود لعنتی! بگو چه دردته؟
-دقیقا همینه. من درد ندارم تو هم خیلی بی جا کردی به ضرب کوفت خوابیدی. تو کوفت لازم نداری چون من تبم بریده و الان فقط می خوام1چیزی دستم بیاد که، …
-همون کوفت بخوره توی فرق سرت. که باز اذیتم کنی. ببین چیکارم کردی؟ تماشام کن چه بلایی درآوردی سرم؟
-خوب دیدم بسه دیگه تو هم! خواستم بگم می خوام1چیزی بیاد دستم که منتظرش باشم و ازش ذوق کنم و بهم خوش بگذره و تو هم به مرز بپر بپر برسی از خوشی.
-ببین! دل جان! خره! نفهم! دیوونه! احمق! بوق! اشتباهیه خودسر نکبت! مرز بپر بپر بخوره توی سرم. تو نق نزن من هم سبکم هم شادم هم همه چی تموم.
-فقط همین؟
-آره به خدا تو فقط حرف ناحساب نزن حله.
-نمی زنم. حرف ناحساب دیگه نمی زنم. چیز ناحساب هم دیگه ازت نمی خوام. قول دلانه میدم که نخوام. دیگه دوره ترک دیوونگیم تموم شد. دیگه چی می خوایی؟
آه کشیدم.
-هیچی. تو فقط دیگه دیوونه نباش من هیچی نمی خوام.
-دیگه دیوونه نیستم. باور کن. اگر باز ازم نق دیدی بزن داقونم کن!
دوباره آه کشیدم.
-بزنم؟ بزنم که خودم دردم میاد! داقونت هم نمی کنم. از این داقون تر دیگه نمیشی.
-دیگه آه نکش3تا نشه. بیخیال شو. من ول کردم تو دست بردار نیستی؟ ناسلامتی من دلم الان که دست از سرت برداشتم تو زیر فرمان منطق هستی و منطق میگه آه نکش اشک هم نداشته باش فردا باید بری بیرون از این تخت و این خونه و الان مثل1تیکه سنگ بخواب که دیر هم شده!
-واقعا؟ یعنی دیگه از امشب تو عاقلی؟ بهت اعتماد کنم؟
این دفعه نوبت اون بود که آه بکشه.
-عاقلم؟ به نظرت دل میشه که عاقل باشه؟ دل کارش دیوونگیه. عاقل نمیشم ولی این1مانع رو رد می کنم فقط به خاطر تو! تا دفعه بعدی و موانع بعدی که باز بزنه به سرم. حالا بخواب تا نظرم عوض نشده.
آخر های حرف هاش رو بین خواب و بیداری می شنیدم. داشت نامفهوم تر می شد. داشت خوابم می برد. خیلی خسته بودم خیلی زیاد! خوابم برد و انگار خواب دیدم که دلم آهسته زمزمه می کرد:
-پریسا! خوابی؟
خواب بودم. خواب دیدم انگار که دلم آه رو زمزمه کرد و بلند و عمیق و یواشکی آه کشید.
-طفلک! چه قدر اذیتت کردم! اعتماد! به دلت هرگز اعتماد نکن. بخواب. به عقلت می سپرم از امشب خیلی مواظبت باشه و هر زمان دستت واسه باز کردن در های غیر مجاز بالا رفت، فرمان توقفش محکم باشه تا طرفش نری. این تنها کاریه که از دست من برات بر میاد. و اعتماد، نه! نکن! هرگز به دل اعتماد نکن! هرگز بهش اعتماد نکن!
دیگه خواب ندیدم. خوابم برد. الان هم خوابم و دارم1عالمه رویای رنگی می بینم. می بینم که آسمونی شدم. مثل پرنده ها. می بینم که تمام آسمون بی مرز و بی منطقه مال خودمه. خودم و تمام پروازی های جهان. می بینم که همه با هم، دسته جمعی سبک و شاد میریم آسمون. میریم به پیش. میریم سفر. سوار باد میشیم و همگی و همگی جدا از هر زمستون تاریکی میریم سفر. خواب می بینم که بلند می خندیم. خواب می بینم که بلند می خونیم. پاییز تاریکه! همراه هم باشیم! بهار نزدیکه! بهار نزدیکه! نزدیکه!
خواب می بینم که همگی دست توی دست هم، بال در بال هم، صدا به صدای هم می خونیم و می خندیم و پیش میریم. خواب می بینم که کوه با دیدن دسته به این بزرگی1تعزیم می کنه و میره از سر راهمون کنار. خواب می بینم که از هر سدی رد میشیم چون همگی و همگی پرنده های1آسمونیم. و چه بد که می دونم تمامش خوابه. و خواب می بینم که وسط اینهمه بهشت می شنوم1صدایی آروم و از جنس بارون های بی صدا و یواشکی زمزمه می کنه:
-اعتماد نکن! هرگز به دل اعتماد نکن! به من اعتماد نکن!
ایام به کام.
دستهها