اینجا چه سرده امشب، پاییز رسیده کم کم!
شب و سکوت و سرما، بارون گرفته نم نم!.
سیاه و سرد و تاریک، هوای تب گرفته،
ستاره ها تو غیبت، دلا رو شب گرفته!
زمین خمود و خسته، آسمون از جنسِ سنگ،
نگاه ها خیسِ بارون، پرنده های دلتنگ!.
شبای سردِ پاییز، قرق کرده دلا رو،
تو آسمون گرفته، جایِ ستاره ها رو!.
دلم گرفته از شب، از شبِ تارِ پاییز،
ستاره هاش رو می خواد، با آهِ خسته و خیس!.
از پسِ پرده ی اشک، نگام به آسمونه!
ستاره ها کجایید؟ زود تر بیایید به خونه!.
یه آسمون سیاهی، امشب نشسته جاتون!
ستاره های غایب! دلم تنگه براتون!.
میونه دفترم باز، نقشِ بهار کشیدم،
جوهرم از جنسِ اشک، بهار رو تار کشیدم.
دوباره خیسِ از اشک، نقشِ بهارم امشب!
یواشکی دوباره، دارم می بارم امشب!.
کاشکی که آسمون ها، شکارِ شب نباشن!
دل های سرد و خسته، اسیرِ تب نباشن!
کاشکی که شب تموم شه! سحر بشن دلامون!
تو آسمون بتابن، بازم ستاره هامون!.
0 دیدگاه دربارهٔ «دلم تنگه براتون!»
سلاام عزیز
عالی بود ممنون
شااد باشی
سلام آریاجان. ای کاش دیگه از این مدل هاش ننویسم! آخ خدای من کاش بشه دیگه از این چیز ها ننویسم آریا! واسه چی نمیشه آخه!
پیروز باشی عزیز!
یاد این شعر فریدون مشیری افتادم
وای، باران؛
باران؛
شیشه پنجره را باران شست .
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
وای، باران،
باران،
پر مرغان نگاهم را شست .
خواب رویای فراموشیهاست !
خواب را دریابم،
که در آن دولت خواموشیهاست .
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،
و ندایی که به من میگوید :
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار،
سحر نزدیک است
سحر! من از رو نمیرم آریا. همچنان منتظرشم. میاد می دونم. می دونم! فریدون مشیری. شعر هاش رو شدیدا دوست دارم. هنوز نتونستم دیوان قابل مطالعهش رو گیر بیارم ولی شعر هاش رو خیلی دوست دارم.
ممنونم از حضور عزیزت که نمی دونی چه لحظه هایی چه قدر کمکم کرده و همچنان می کنه!
کامیاب باشی!
بادرود@ خوب برا کی دلت تنگه؟… برا من یا دیگران؟… البته ما هم دلمون تنگه ولی نه برای شخصی خاص بلکه برای…@
سلام نوکیا. دلم تنگ میشه نوکیا. خیلی هم زیاد تنگ میشه. گاهی، جایی، سر تشابه صحنه ای، لحظه ای، خاطره ای، یواشکی، خیلی خیلی یواشکی دلم تنگ میشه. شما ها رو نمی دونم. هر کسی1دلتنگی هایی واسه خودش داره. من دلم تنگ میشه. دیشب هم حسابی دلم تنگ شده بود و حاصلش شد این. بیخیال. الان حله. تا دلتنگی های بعدی.
بادرود@ خوب خبر میکردی تا یه عروسک بازی یادت میدادیم تا سرت گرم بشه و از دلتنگی بیرون بیایی… راستی مگه امروز مدرسه نیستی که همش اینجا و اونجایی؟…@
باز هم سلام نوکیا. عروسک بازی های پسند خودم رو بلدم. ممنون ولی ترجیح میدم فاز های دیگه رو بلد نشم چون ازشون اصلا خوشم نمیاد.
ازت ممنونم نمی خوام.
شاد باشی!
بادرود@ خوب خوشت بیاد یا نیاد وجودش لازمه و بعضی اوقات مجبوری که بازی کنی تا کمتر اذیت بشی… مگه همه دوست دارند که نابینا باشند؟… ولی هستند و باهاش کنار میاند… پس تو هم باید قبول کنی و برای آرامشت بپذیری…@
سلام نوکیا. خخخ تا حالا که لازمم نشده. خوشبختانه! بعد از این هم خخخ خیلی ممنون باشه واسه خواهان هاش که کم هم نیستن من نمی خوام خخخ! به اندازه کافی گرفتاری واسه خودم دارم نوکیا تصور کن که این خواهندگیِ مزخرف هم بهش اضافه بشه اوخ کجای دلم جاش بدم واااییی خخخ نه نمی خوام ممنون نمی خوام ممنون خخخ نمی خوام!
همیشه شاد باشی نوکیا!
درود! همونجا که بقیه جاش میدند تو هم جاش بده و اینقدر تفره نرو و خودتو اذیت نکن…@
نمی خوام! نمی خوام! نِ می خوام! خخخ!
بادرود@ بازار چت داغه داغه… نکنه خسته شدی از بسکه پریدی اینور و اونور؟… خخخخهاهاهاهاهاها من با مبایل میپرم و ورپریده با کامی میپره… حالا با کدام میشه راحت تر پرید؟… به نظرم با عروسک پریدن راحتتر باشه…@
وویی عروسک نه آخ آخ نزدیک بود بای بای کنم با جهان نوکیا به خدا حالم خیلی بد شد تا این تجربه خاطرم هست جرأت نمی کنم طرف تفریحات مجاز برم خیلی شب وحشتناکی داشتم خدا واسه کسی نخوادش من رفتم از ترس ولو بشم1گوشه!
بادرود@ شانس آوردی که با کامی نمیتونم بیام اینجا… وگرنه کامنت دونی پستاتو پر از کپیهای جورواجور میکردم… راستی یه کار آزمایشی اونجا کردمبرو ببینش…@
همین الان از همونجا میام. دیدمش موفق بود!
موفق باشی!
سلام.
چه غم انگیز.
یاد آهنگ روزای روشن افتادم.
امیدوارم برآورده بشه.
سلام دوست من. نمیشه. دیگه باورم شده که برآورده نمیشه. اون ها دیگه ستاره های من، … نمی خوام بهش فکر کنم. نمی خوام بدونم. نمی خوام بگم. دردم میاد. آخه1کسی باور کنه! دردم میاد. به خدا دردم میاد!
کاش این مدلی نمی شد! کاش این مدلی نبود! هیچ وقت بانی رو نمی بخشم!
ایام به کام!