4شنبه3آبان96. ساعت از3بعد از ظهر گذشته. مادرم رسید و بیدار شدم. الان دوباره ولو میشم. مدم خونه رو روشنش کردم. اینترنت امنه. مشق ننوشته منتظرم نیست. شکر. ببخش آریا اینهمه بی جواب موندی. معذرت می خوام دوست من!
چندتا کتاب از اینترنت گرفته بودم بعضی ها رو خوندم چندتا هم جلد های اولشون نیست باید برم به همون آدرسه جلد اول ها رو پیدا کنم. به جز این، واقعیتش همچنان در شرایط اینترنت زدگی به سر می برم. چیزیم نیست. نه دلگیرم نه دلتنگم نه معترضم اتفاقا خیلی معمولی یعنی تقریبا معمولی سپری می کنم اما اینترنت، … اما اینترنت، … آخه چی بگم هر واقعیتی رو که نمیشه هوار زد آخه! خخخ ولش کن من رفتم کتاب دانلود کنم این اراجیف رو هم احتمالا پاک کنم بره هرچند اگر عقلم برسه و همین مدلی داخل هاردم بمونه کسی نمی خونه و ای بابا کتاب کتااااب کتاب من رفتم کتاب!
دستهها
0 دیدگاه دربارهٔ «همچنان در امتداد4شنبه»
همشو خوندم لایک
سلام
بنازم به همتت به جان خودم من خودم حوصله نمی کنم اینهمه خرچنگی1جا بخونم چه مدلی تا آخرش رفتی؟ تشکر از لایکت علیک!
سلاااام پریسا
این چه حرفیه پیش میاد دیگه
آخرش میگفتی صدای مرا از آنسویه شب میشنوید خخخ
یا میگفتی پریسا معسومی نژاااد رم نعه
پریسا معصومی نژااد آنسوی شب خخخخ
شااااد بااااشییییی
سلام آریاجان چه طوری؟ آریا اگر افسار زبونم رو ول کنم باز از این پست های گزارش خرچنگی می زنم ولی کاش نزنم این ها رو قرار نبود بزنم اینجا بعدش مدم رو که روشن کردم هوایی شدم زدم اینجا. رم آخجون میگن بدک نیست1سفر بریم دسته جمعی خخخ! سفر آخ سفر باز یادم افتاد من رفتم خیال پردازی! راستی1چیزی! حسابی شاد باشی حسابی از اون حسابی ها که حسابش از دست هر مخلوقی جز پروردگار در بره!
بادرود@ آره همچنین به این روش نوشتنات ادامه بده تا دیگر کسی جرإت نکنه اینجا کامنت بدهد…@
سلام نوکیا. من هر مدلی دلم بخواد اینجا می نویسم. باورت بشه یا نشه منتظر هیچ کامنتی هم نیستم. اتفاقا ترجیح میدم اینجا آروم باقی بمونه. هیچ مایل نیستم واسه خاطر ملاحظات مسخره مدل چرخ زدن هام در اینجا رو عوض کنم. حتی به اندازه1دونه نقطه. تو هم حالش رو ببر شبیه من که حالش رو می برم. از همه چیزم. حتی از خسته شدن هام و نق زدن هام!