دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

من و شیشه لاکم بعد از نابینایی! 1تجربه

سلام به همگی.
بچه ها لاک لاک لاک لاک لاااااک این بیچارهم کرد این لاک ولی به نظرم بلاخره، بالاخره، نه ولش کن خوشم نمیاد همون اولیش بهتره، بلاخره، به نظرم باهاش به توافق رسیدم! شیشه لاکه رو میگم بابا!
بچه ها شده1زمان هایی1جایی گیر کنید بعدش1راه عجیب غریب برای خلاصی از این گیر پیدا کنید و در کمال تعجب ببینید که راهه عمل کرده و کلی بهتون حس رضایت بده؟ واسه من پیش اومد و دقیقا موضوع دردسر همین لاک کوفتی بود.
یادتونه سر خودم لاک ریخته بودم؟ من که یادمه. نخندید یعنی چی دارم حرف می زنم! عه!
این روز ها گاهی میرم مهمونی های اینترنتی. اعلام حضورکی می کنم حاضرَکی می زنم شلوغکی… نه خداییش این1کار رو یعنی شلوغی رو زیاد نمی کنم شاهد هام هم نوکیا و خانم کاظمیان هستن که می بینن چه بچه مثبت کم سر و صدا و آرومی شدم همه جا جز اینجا خخخ.
خلاصه میرم مهمونی های اینترنتی ولی حسابی مثبتم و پیش از رسیدن شب و قبل از تاریک شدن هوا هم شبیه بچه مثبت ها بر می گردم خونه خودم. یعنی اینجا. امروز هم میرم. دیروز صبحی هم رفته بودم1چرخی بزنم و از اونجا رفتم مهمونی. دردسرتون ندم1پست جالبی اونجا دیدم که در مورد آرایش و پیرایش بودش. اینکه ما بدون دیدن چه مدلی آراسته تر باشیم. خلاصه جالب بود.
پست رو خوندمش و کامنت ها رو خوندمشون و وسط گفتن ها و انتقال تجربه ها که می گشتم، یاده یکی از بلا هایی افتادم که خودم سر خودم آورده بودم و آخرش به1تجربه آموزشی به نظر خودم کارآمد تبدیل شد که حسابی به دردم خورد و هنوز هم به دردم می خوره. اولش طبق معمول این روز ها خندیدم، بعدش خندیدم، بعدش با خودم گفتم در اولین فرصتی که دستم بیاد این رو باید واسه شما ها بنویسم که هم1پست اینجا زده باشم شما ها زیاد از نعمت سکوت و آرامش برخوردار نباشید و سرتون از دستم بره، هم1خورده زیر جلدی به من بیچاره بخندید، هم اگر1جایی1زمانی لازمتون شد شاید بشه که به عنوان آخرین راه ازش استفاده کنید و کار راه بی افته و اگر دلتون خواست1دعایی هم به من بفرستید اگر هم دلتون نخواست همون لبخندتون برام بسه.
بریم سر دردسر های من که ختم به خیر شد!
من در گذشته هایی که حالا دیگه دور شدن و دارن دور تر هم میشن، زمانی که هنوز دیدم کامل تاریک نشده بود، تا دم آخر می شد که دستم رو ببرم کاملا نزدیک چشمم بلکه ببینم چیکار دارم با قلمموی لاک می کنم ولی از حدود5سال پیش دیگه این امکان به طور کامل رفت به ابدیت و من هم بیخیال تشخیص محدوده لاک شده بودم. اگر هم می خواستم ازش استفاده کنم بی دردسر ترین راه رو می رفتم. خواهش از1فروند بینا که بیا برام لاک بزن!
ولی این روز ها زده به سرم و دوباره یاغی یاقی نمی دونم هر جفتش رو نوشتم هر کدوم رو دلتون خواست بردارید، شدم. خوشم نمیاد از بینا بخوام لاک روی ناخنم رو برام تجدید کنه.
-این هم شد کار؟ می خوام خودم بزنم.
-باز دلت کثافت کاری می خواد پریسا؟
-برو بابا!
-برو بابا یعنی چی راست میگم دیگه! این2دقیقه هم طول نمی کشه بده تا…
-نه! نه!
-پریسا!
-نه!
-ببین!
-نه!
-بابا ببر صدات رو اجازه بده حرف بزنم!
-نه!
-کوفت! پریسا!
-نه! نه! نه! نه! نه! نه! نه! نه!
-پریسا اجازه…
-نه!
-گوش کن!
-نه!
-عه!
-نه! نه! نه!
-اه خفه شو گوش کن دیگه!
-ببین! تا زمان های نامعلوم حرف بزن! بِتَرک! خودت رو پرس کن! نه! نه، نه، نه! تمام!
-نه و نکمه! نه و نکبت! به جهنم! برو هر غلطی دلت می خواد با ترکیبت کن! 1عمر از نوجوونیت گذشته هنوز شبیه همون زمان هات لجبازی! اصلا منو بگو که دلواپس تو میشم. فقط اگر افتضاح زدی نیایی بگی کمکت کنم ها! به جان خودت جونت بالا بیاد هم از طرف من کمکی بهت نمی رسه.
-به جهنم که نمی رسه! نمی خوام! ببین! نه! فقط نه!
-برو نبینمت! مسخره!
شیشه لاکم رو برداشتم در رفتم. خدایا عجب کاری کردم! حالا چی؟
این طوری نمی شد باید حتما1راهی واسهش پیدا می کردم. قلمموی داخل شیشه نرم و سبک بود و امکان نداشت بدون اینکه دستم رو افتضاح کنم بتونم از موقعیتش سر در بیارم. سعی کردم از بویایی به جای بینایی کمک بخوام کمک هم خواستم ولی چندان فایده نداشت. دماغم سوخت و پدرم در اومد.
گفتم بلکه با تمرکز بشه به1جا هایی رسید. رسیدم ولی به ناکجا. نتیجه شد1جفت دست حسابی نقش و نگاری به سبک های منحصر به فرد.
باید تمام نقش ها جز روی ناخنم رو پاکشون می کردم. ولی مگه می شد؟ لاک پاک کن مایع که این چیز ها سرش نمیشه! هر طرفی میره.
دستمال رو می زدم داخل ظرف لاک پاک کن و می کشیدم به دستم نتیجه هم می داد و لاک ها پاک می شدن. فقط ایرادش اینجا بود که مایع راه می افتاد و می رفت بالا و پایین و همه جا و آخر کار نصف لاک های ناخنم رو هم خورد!
-لعنتی! کوفتیه عوضیه لعنتی!
این طوری نمی شد. تمامش رو از بیخ با لاک پاک کن پاکش کردم و رفتم توی فکر واسه پیدا کردن1راه که راه باشه!
قیچی کردن و کوتاه تر شدن مو های قلممو مردود بود چون بعد از کم شدن حجم لاک داخل شیشه دیگه مو های قلممو به ته شیشه نمی رسید و دردسر داشتم و باید1طوری1چیزی رو می رسوندم به تهش تا، …
خدای من پیدا کردم! مو های این لعنتی نرم هستن و کج و راست میشن و سخته. اگر1چیز سفت به جای قلمموی لاک داخل شیشه فرو کنم چی؟ مثلا1چیزی شبیه چوب کبریت! ولی چوب کبریت کوتاهه! پس چی؟ 1چیز باریک و بلند و به قدر کافی سفت که خم نشه! مثل، مثل، مثل، …
چوب های بلند نبات های چوبی! من از این چوب ها زیاد دارم. نبات هاش که خورده میشه چوب هاش رو بر می دارم می شورم نگه می دارم و گاهی واسه بچه های مدرسه شکل های هندسی روی کاغذ درست می کنم. 4گوش و3گوش و لوزی و از این چیز ها که لمس کنن و البته چون بچه های من بچه های عادی نیستن می زنن داغونش می کنن و باید دوباره درست کنم واسه همین چوب های نبات رو داخل خونه دور نمیندازم. گاهی هم واسه درست کردن آلاسکا به دردم می خورن. می ذارمشون داخل ظرف آلاسکا و میشن دسته آلاسکا های من. وایی دلم آلاسکا می خواد همهش رو خوردم فردا باید چندتا درست کنم! آخ جون!
خودشه پیدا کردم!
پریدم رفتم1چوب برداشتم. به اندازه کافی بلند بود ولی، … کاش نوکش1خورده باریک تر باشه! مثلا شبیه مداد! مداد؟ خوب اینکه کاری نداره! جناب مداد تراش الان درستش می کنه!
با مداد تراش چوب رو اون قدر تراشیدم که به اندازه دلخواه کوتاه و نوکش هم باریک تر شد.
-خدایا رفتیم که بریم!
خلاصه، نتیجه عالی شد. فقط به خاطر لرزش های دست هام که این اواخر خیلی زیاد شده بودن و الان ها در حال تخفیف و عقبنشینیه، یکی2جا خراب کاری کردم که باید1فکری براش می شد و شد.
لاک پاک کن مایع اوضاع رو خراب می کنه. لازم نیست من بهترش رو دارم.
چند روز پیش داخل1مغازه لاک پاک کن های بسته ای پیدا کردم که مایع نبودن. شبیه پد های کوچولو. داخل هر بسته به نظرم5تا باشه و من آزمایشی1بسته خریدم. آخ جون!
بسته رو باز کردم و با یکی از پد های داخلش لاک های اضافی رو برداشتم. سخت بود و دقت لازم داشت ولی جواب داد. وایی آخجون!
-عاقبت پیش بردی بله؟
سرم رو بالا گرفتم و با رضایتی که سعی می کردم معصومانه باشه ولی1مدل دیدی گُفتمه بد جنسانه قاطیش بود گفتم:
-بله!
-کار جالبی کردی! شاید به کار یکی دیگه شبیه خودت بیاد. این رو داخل اون دیوونه خونه شخصیت که دیوونگی هات رو داخلش تخلیه می کنی بنویس بلکه1نفر مشکلش حل بشه و دردسر نداشته باشه. هرچند اگر لجبازیت رو ول می کردی و می پرسیدی یا گوش می کردی بهت می گفتم که محض امتحان لاک سوزنی رو هم آزمایش کنی حتما نتیجه رو می پسندیدی. لاک سوزنی در کنار قلمموی نرمش1چیزی شبیه این چوبی که تو درست کردی داره که واسه طراحیه روی لاک به کار میاد. مثلا تو به ناخنت لاک زدی و حالا دلت می خواد روی این لاکت رو نقش بدی. با1لاک دیگه به رنگ و طرح متفاوت. لاک سوزنی اینجا به کار میاد. این کار بینا هاست ولی تو می شد که1دونه از اون ها تهیه کنی و کلا از اون مدل لاک استفاده می کردی که اینهمه دردسر هم نداشتی. اسم این مدل لاک لاک سوزنیه بهش لاک2کاره هم میگن. شاید اسم های دیگه هم داشته باشه ولی من فقط همین2تا رو بلدم.
از حرص دست هام به گزگز افتاده بودن.
-تو می دونستی و اینهمه پدر من در اومد و بهم نگفتی؟ به جای اینهمه جنگولک بازی می رفتم بازار چند تا رنگ از این لاک سوزنی که گفتی می خریدم و اینهمه بلا سرم در نمی اومد! و تو می دونستی و نگفتی!
-بی خودی شلوغش نکن. من می خواستم بگم ولی تو مثل دستگاه پخش صوت1سره می گفتی نه، نه، نه. دفعه بعد که می زنه به سرت، پیش از شروع لجبازی های ورژن20-30سال پیشت، چند لحظه سکوت کن و گوش بده و این احتمال رو در نظر بگیر که شاید ارزش این سکوت و شنیدن رو داشته باشه. این قیافه رو هم به خودت نگیر می دونم که تو عبرت نمی گیری. هر چیزی ترکت بشه این رفتارت رو کنار نمی ذاری.
بچه ها من واسه چی مدلم این طوریه؟ شکلک درموندگی از دست خودم!
حرف حساب جواب نداشت پس عقب نشینی کردم و…
برای بار نمی دونم چندین هزارم به خودم تأکید کردم که این دفعه یادم بمونه1خورده کمتر لجباز باشم. کاش این دفعه فراموشم نشه! کاش!
ایام به کام.