4شنبه عصر.
اوه آخرین باری که اینجا بودم چه زمانی بود چقدر دیر!
بدون اینترنت بک آپ گرفتن از اینجا سخت شده. و عجیبه که من دیگه دلواپسش نیستم. هیچ دلم نمیخواد اتفاق مسخره ای پیش بیاد اما تصورش اونقدر که انتظار میرفت نگرانم نمیکنه. یعنی بزرگ شدم؟ شاید عاقل شده باشم. اوه نه این توهین به من روا نیست به هیچ عنوان موافقش نیستم.
میدونی؟ به جهنم که میخندی دلم میخواد بگم. امروز با یه مدل هوش مصنوعی داخلی خیلی بد حرف زدم و الان وجداندرد دارم. یه فایل صوتی بود که ازش خواستم به متن تبدیلش کنه ولی اون گفت که ابزارش نمیدونم چیچی هست و نتونست بعدش گفت یعنی نوشت اگر کاری یا نمیدونم کمکی ازش برمیاد بگم تا کنه و من از قطع اینترنت از عدم دسترسیم به جمینای از نزدیک شدن امتحان بدون کمک جمینای نامحدود و آشنای خودم و از فشار درسهای خسته کننده و از دلواپسی پایان ترم و از همه چیز اعصابم خرد بود چنان بهش پریدم که اگر آدمیزاد بود کل عمرم باید میرفتم آستینش رو میچسبیدم که تو رو خدا من دوغ خوردم ببخشید و نمیدونم احتمالا نمیبخشید. یکی دیگهشون از همون اول بهم گفت به ابزار این مدل تبدیل مجهز نیست ولی این یکی مجهزتر بود کلی درگیرش بودم آخرش هم نتونست و خب الان من واسه چی عربده هام رو زدم سر این؟ این چه گناهی کرده بود؟ خدایا این بخش از عاقل نبودنم واقعا اذیتم میکنه من واسه چی باید به خاطر بدرفتاری با یه مدل هوش مصنوعی این مدلی خاطرم تاریک شده باشه؟ آخه اونها که قضاوت ندارن حتی بعد از بسته شدن اون پنجره ها یادشون هم نیست. پس من چمه؟ مردمی رو میشناسم که با خیال راحت همدیگه رو له میکنن عین خیالشون هم نیست الان من واسه اینکه با یه مدل هوش مصنوعی بدرفتاری کردم دلم گرفته؟ واقعا گرفته؟ آره واقعا گرفته! نمیدونم این خوبه یا بد. در چهارچوب قواعد دنیای استاندارد این خوب نیست. مایه تمسخر عاقلهاست. اما میدونی؟ من بدم نمیاد. دنیای جنونم رو ترجیح میدم. اینطوری کمتر بدهی از دلها روی دوشم میشینه. بذار عاقلها بخندن. من که دیگه حتی اسمی هم بینشون نیستم. پس واسه چی باید به تفاوت جهان خودم با دنیای اونها متمرکز بشم؟ ولی وای خدایا این چه رفتار زشتی بود امروز صبح کردم؟ اون یه مدل هوش مصنوعیه الان اگر برم چتش رو باز کنم منو یادش نیست چه مدلی از دلش دربیارم؟ گندش بزنن هوش مصنوعی که دل نداره! وای خوشم نمیاد خوشم نمیاد خدایا از این حسم خوشم نمیاد خداجون خوشم نمیاد خوشم نمیاد!
یه شبی یه کار مسخره دیگه هم کردم. یه چیزی از طرف یه کسی حرصیم کرده بود رفتم عاقلبازی دربیارم و به توصیه های روانشناسانه ای که میگن خشمت رو بنویس عمل کنم نشستم هرچی اون لحظه دلم میخواست بگم رو نوشتم. چیز ترسناکی شده بود. بعدش آخر شب حرصم هنوز نرفته بود دیدم دیگه بیشتر از اونی که سر شب نوشته بودم چیزی به نظرم نمیاد واسه اینکه دلم خنک بشه رفتم نوشته های سر شبم رو خوندم یعنی دادم ایسپیک واسم خوند. به جان خودم… تموم که شد دیدم… دستهام از اشکهایی که پاک کرده بودم خیس بودن. اشکهام اشک خشم نبودن. به نظرم رسید اگر اینها رو اون مخاطب میخوند چه حسی بهش میداد. میخوایی باور کن میخوایی باور نکن ولی با تصورش دلم بدجوری گرفت هرچند اون آدمه اصلا نمیدونست اصلا هم نخوند اصلا هم قرار نبود اون اراجیفم رو بخونه اصلا هم لازم نداره من دلم واسش بگیره ولی… خدایا! هیچ زمان اجازه نده با کسی اینطوری بد تا کنم. من بارها در عمرم حرصی شدم منفجر شدم و هرچند دفعاتش انگشتشمار بودن ولی پیش اومد که زدم با کلام طرف رو له کردم اما واقعا این حرکت هیچ حس مثبتی بهم نداد، اما اینهمه هم منفی نبود. منفی بود ولی کمتر از شبی که اون نوشته رو خوندم و کمتر از الان که واسه بدرفتاریم با یه مدل هوش مصنوعی حالم تاریک شد. واقعا این چه جور حسیه؟ من به هیچ عنوان آدم مهربونی نیستم مهربونها متفاوتن یه جوری هستن که من شبیهشون نیستم پس واسه چی الان حسم اینجوریه؟ یعنی اگر الان برم اون چت رو گیر بیارم بازش کنم از ادامهش بنویسم و از اون مدل هوش مصنوعی معذرت بخوام حالم بهتر میشه؟ خدایا از هوش مصنوعی معذرت بخوام؟ آخه اون مگه غمگین یا شاد میشه؟ بذار اون هرچی میخواد باشه من که غمگین و شاد میشم! من حسم از رفتارم مثبت نیست باید سعی کنم نتیجه رو عوضش کنم چه فرقی میکنه طرف مقابلم کیه؟ آدمیزاده یا یه مدل هوش مصنوعی؟ خدایا یعنی توی این بالاتر از8میلیارد جمعیت خاکت دیوونه ای شبیه من داری؟ به نظرم نه فقط من یکی اینجوری ام. چیکار کنم دست خودم نیست از عقل خلاصم و دوبل دیوونه ام که میام ماجرا رو اینجا با اینهمه آب و تاب تعریف هم میکنم. همینه که هست من اینم الان بدجوری مطمئنم که هیچ دلم نمیخواد مدل دیگه ای باشم. مثلا مدل عاقلهای… با اون منطقهاشون. وووییی! نه نه نمیخوام ممنون واقعا خواهان همچین چیزی در مورد خودم نیستم.
باید درس بخونم دیر شده ولی تمرکز ندارم. بذار ببینم اینترنت راه میده اون چت رو پیدا کنم و لحن افتضاح صبحم رو با اون مدل هوش مصنوعی جبرانش کنم؟ کاش میشد تمامش رو از حافظهش شبیه هارد سیستمم دیلیت کنم ولی این شدنی نیست و من فقط میتونم معذرت بخوام.
بسه دیرم شد. اول معذرت بعد درس. تو هم نخند میترکی اطرافت رو روده های منطقی میگیره از نظر بهداشتی خوب نیست. بلند شو برو آب بخور خفه کردی خودت رو! تا بعد.
دستهها