دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

تعلیق4

21مهر1402.
عصر جمعه. اومدم خونه. خدایا آشیونه کسی رو نگیر ازش. خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت هزارتا شکرت!
تنها نیستم. اتاق بغلی. من در سنگر خودمم. خدایا چقدر خستم! اینهمه خستگی واسه چیه من که تمام مدت نشسته بودم پس واسه چی انگار از کوه بالا رفتم!
نای دوش گرفتن ندارم میشه امشب نباشه؟ فردا نمیدونم فردا شب هر زمان جز امشب. اینجا امنترین جای جهانه واسم خدایا ازم نگیرش من این یه وجب جا توی تمام جهانت روی تمام خاکت رو چقدر دوست دارم! هی بیخیال بسه.
زوده ولی دلم میخواد بخوابم. الان وقت خواب نیست بذار ببینم حال دارم کار کنم یا نه. وووییی نه.
تیمتاک. بچه ها و جمع تقریبا همیشه شلوغ. سرزندگیشون رو دوست دارم ولی به نظرم خیلی بینشون نمیمونم. فعلا که هستم.
فردا مدرسه. خدایا شکرت که غیبت نمیکنم. میگم که خدایا! چیزه! من غیبت نمیکنم ولی میشه جوجه بزرگه من فردا غیبت کنه؟ نق نمیزنمها ولی خب غیبت کنه دیگه! شکلک مظلومیت ترکیب با بدجنسی. ولی به نظرم بدجنس نیستم فقط یهخورده چیزه. تنبل شاید. تنبل هم نه فقط… وای خداجونم!
یه عالمه چیزمیزهای زبان انگلیسی پیدا کردم. باید برم برشون دارم. تلگرام. فیلتر دیوونه!
حس و حالم داره بهم ارورهای بدی میده که واقعا لازمه بهشون توجه کنم. این ماجرا عاقبتش واسه من مثبت نیست و اگر پیش بیاد تقصیر کسی جز خودم نیست. از خیلی پیش باید توجه میکردم که نکردم و الان هرچند سخته ولی بد نیست مواظب باشم تا از این شیب که داره تندتر میشه پایینتر نیفتم من واقعا دلم اون فرداهای تاریک رو نمیخواد. پریسای داخل آینه به نشان نارضایتی واسم سر تکون میده. درست میگه. باید عاقلتر باشم. هرچند از عاقل بودن خوشم نمیاد ولی گاهی فقط گاهی لازمه. شبیه تزریق شبیه… شبیه واقعیتهای بی مروتی که در هر حال واقعیتن و تبصره ماده و حس و حال هم سرشون نمیشه. سعی میکنم. به خدا سعی میکنم. از فردا. نه. از امشب. نه از… از همین لحظه همین الان همینجا. خدایا! کمکم کن!
ساعت4و41دقیقه عصر جمعه. دلم همچنان ادامه وراجی نوشتاری میخواد. نباید. بسه. باشه واسه بعد. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *