دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

دیروز، امروز، فردا

2شنبه عصر. دوباره شروع کردم به زبان خوندن اما مدلم… کاش میدونستم دارم درست میرم یا نه! یه سری ریدینگ آیلتس گیر آوردم که تستهای آخرش هم باهاشه و البته با جواب. تست زدنم افتضاحه. زمانبندیم هم همینطور. اولش حسابی حرصم گرفت بعدش… خب من که دیگه آیلتسی نیستم. پس شروع کردم به خوندن متنها و فهمیدنشون با کمک گوگل و هوم. تست هم میزنم. نمیدونم تلاش واسه فهمیدن این متنها حتی با کمک مترجم گوگل واسم فایده داره یا نه. این وسط متنهای شنیداری رو هم گوش میدم. امروز صبح که بعد از یه خواب عوضی زودتر از ساعتی که لازم بود پریدم، نشستم یکیش رو خوندم. از خودم رضایت داشتم. هم در فهمش هم در توضیحش. یعنی اینطوری فایده داره؟ یه پیام هم واسه مربی پارسالم فرستادم. پیام اولم توی مدرسه بود و به شدت شلوغ بود و وقتی گوشش دادم حالم بد شد وقتی رسیدم خونه پاکش کردم و دوباره پیام فرستادم. صوتی و باز هم گیر توش داشتم ولی بهتر از دفعه پیش بود. نمیدونم اصلا گوش میده یا نه. ازش خواستم کمک کنه بفهمم الان دقیقا در جاده لاتین کجا ایستادم. سر جای پارسالم؟ عقبتر رفتم؟ خدایا عقبتر نرفته باشم! خدایا لطفا. به خدا دارم میخونم ببین! اجازه نده لازم بشه اون زمان رو دوباره تکرار کنم.
کلاس تیمتاکم داشت نفس روانم رو میگرفت. بدجوری حس میکردم در لاتین اصلا به درد نمیخورم. داشتم از خودم میبریدم. ولش کردم. اومدم بیرون. اصلا پشیمون نیستم. زمانبندی در درک مطلبم افتضاحه، تست ها رو بد میزنم، مطلب رو با کمک مترجم گوگل میفهمم، اما حالا کسی از اون موج منفی های وحشتناک بهم نمیده. و ای کاش بتونم انگلیسیم رو تقویت کنم! الان دیگه واقعا اینو میخوام. زمانی که کلاس میرفتم هدفم فقط آیلتس بود و استفاده هایی که میشد از این مدرک لعنتی کنم. نتونستم. و این واسم فقط وظیفه بود. وظیفه ای که ازش متنفر بودم. الان هم تقویت زبانم واسم وظیفه هست. وظیفه ای که دیگه ازش متنفر نیستم. دلم میخواد درست انجامش بدم. ای کاش یه درصدی از این حس رو زمان کلاسهام داشتم! قطعا در اون صورت الان وضعم بهتر بود. بیخیال. من محدودیت زمان ندارم فقط دلم میخواد سرعتش بیشتر بشه و ای کاش یه راهنما داشتم! کسی که بهم میگفت دارم درست میرم یا نه! کاش مربی پارسالم بهم جواب بده. اگر تشخیصش به شروع مجدد کلاسهام باشه… وای خدا کاش نباشه! کاش بگه همینطوری با همین فرمون میشه که بری! خدایا استرس دارم کمکم کن! خدایا لطفا! همیشه میگفتن باید بخواییش و من هرگز دلم نخواستش. این وظیفه تلخ با اون پایان تاریک رو هرگز دلم نخواست. الان ازش متنفر نیستم. خدایا لطفا کمکم کن بتونم درش موفق باشم! باشه میدونم دیگه آیلتس نمیخوام. یعنی… خب یه چیزهایی شدنی نیست و… هی! واسه چی الان این… پس من کی به جایی میرسم که با متمرکز شدن روی این ناکامی عوضی دیگه این… هی! هِِِِِِِِِِِِِِِِِِی! این چه وضعشه؟ خدای من! آخ لعنتی! برمیگردم.
خب حله. راهنما. من یه راهنما میخوام. باید به موسسه ملل یه زنگ بزنم. خدایا الان نه. فردا. فردا میزنم. به خدا میزنم ولی باشه واسه فردا. لطفا. خدایا لطفا! تلفن.
مادرم. پیشش ذوق کرده بودم که4شنبه استراحت دارم. الان زنگ زد و گفت گناهی میخواستی استراحت کنی. قلبم ریخت. باز هم ارتفاعات؟ نه. خاله. میخواد4شنبه ناهار بیاد خونت که ببیندت. خندم گرفت. گفتم قدمش روی چشم بیاد دختر خاله رو هم بگو بیاد ولی خودت هم نمیتونی بری ارتفاعات. گفت قرار نبود بره و4شنبه من پرید. گفتم نه نپرید بگو خاله بیاد بالای سر. توی دلم گفتم فقط آخر هفته منو شوت نکن اون بالا باقیش حله. و من همچنان راهنما میخوام. خدایا یعنی مربی پارسالم پیامم رو گوش میده؟ یعنی جواب میده؟ من واقعا راهنمایی لازم دارم. فردا با موسسهش تماس میگیرم. فردا حتما زنگ میزنم.
به نظرم یه بلای مثبتی سرم اومده. از خوردن افتادم. و همیشه خستم. امروز مادرم قد5روزم ناهار داد خوردم و الان حس میکنم شبیه طبل شدم. رفتم انار ترش خوردم بلکه نفسم بالا بیاد. البته بد نیست ولی چی عوضم کرده؟ خستگی؟ یا چیز دیگه؟ هرچی که هست من ازش بدم نمیاد فقط کاش اینهمه کوفته نبودم! بیخیال. درست میشه.
یه سری کار گوش کنی دارم که باید انجامشون بدم. خدایا این شبیه نماز خوندنه هیچ زمانی کامل تموم نمیشه. جهان آزاد5آبان رو باید سریعتر جمعش کنم بره زمانبندی. مهتاب این ماه کامل نیست. باید واسه30مهر یه چی آماده کنم. و لیست پست های این ماه رو باید کامل کنم. وای خداجون!
اینجا هنوز تکمیل و تعمیر و ترمیم لازم داره. رنگکاری و تزئیناتش هنوز مونده. سعی کردم یهخورده هم موفق شدم ولی نه کاملا. هنوز یه سری چیزمیز هست که باید درستشون کنم. بلدشون نیستم. وووییی. ولی در مجموع خوشحالم که اینجا دوباره برقراره. اینجارو دوست دارم.
هنوز حوصله رعایت قواعد نیمفاصله ها رو ندارم. بیخیال. اینجا مال خودمه. هر مدل دلم بخواد. هرچی من بخوام. الان هم نیمفاصله دلم نمیخواد. تمام!
اوه ساعت7و30؟ یا خدا کی گذشت؟ بسه خسته شدم. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *