دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

اینجا، زیر پتو.

4شنبه صبح. اینجا زیر پتو، ایالات متفقه جهان شخصی من!
روی تخت ولو ام. فقط جفت دستهام بیرونه که بنویسن و بعدش دوباره بیان این زیر. دیشب تا دیروقت بیدار بودیم. من و بچه های اینترنت. خدایا بدجوری شکرت که امروز سر کاری در کار نیست!
شلوغی اون بیرون وحشتناکه. از صدای ماشینها میشه بفهمم. دیشب بارون اومد و احتمالا اوضاع اون بیرون رو حسابی خراب کرد. هیچ دلم نمیخواد الان بلند شم. طوری نیست بذار خوابم نبره میخوام توی تخت بلولم. همه چیز و همه چیز و همه جهان باید منتظر من بمونن. منتظر پریسا. چون الان دلش نمیخواد بلند شه. هیس! صداها بسته. شاید پریسا عشق میکنه باز بخوابه! هومممم! همینه که هست.
چیزهایی که دیشب خوردم امروز داخل معده بیچارم رژه روی راه انداختن. خب چی کنم گشنم بود! کاش امروز لازانیای سبک ماکارونیم خوب دربیاد هرچند جز مواد ماکارونی قرار نیست چیزی بزنم بهش. بیخیال بابا من ماکارونی دوست دارم واسه شیر و آرد و آویشن و این کوفت و زهرمارها بیخیال بشو نیستم.
هی بابا زمان من امروز صبح میتونم خونه باشم میشه یواشتر بری؟ لطفا؟
به نظرم یهخورده… نفس هام درد میکنن. بدجوری ناپرهیزی میکنم با اون پاده دیوونه نفله. کهنگی و یک بار تعمیر شدنش هم اوضاع رو خرابتر میکنه. من نمیفهمم واسه چی اینهمه بوووووووووقم خب من که یه دونه دارم واسه چی اینو عوضش نمیکنم! درست یا خراب، این داره واسم دردسر میشه. خب بشه. به جهنم. هیچ کسی تا ابد زنده و جوون و سلامت نمیمونه. تا زمانی که پاک از همه این آشغالجات زندگی کردم کدوم دسته سیفونی رو چسبیدم که حالا ادامهش رو بخوام؟ نتیجه اینکه ادامه میدهیم! به جهنم که درست نیست. دلم این مدلی میخواد. اینجا معیار دلخواه پریساست نه درستی و نادرستی قواعد آشغال. این مدلی پیش میره چون من دلم میخواد! تمام!
این درست نیست ساعت7و15دقیقه. نرو نفله آخه! بیخیال. درست میشه.
تیمتاکم. با مود خواب. کسی نیست ولی دلم نمیخواد مود خواب رو بردارم. هوممم. حوصله ندارم. کاش شبیه هری پاتر جادوگر بودم! اگر چوبدستی داشتم الان با جادو یک فنجون قهوه فرا میخوندم همینجا. آخ جان چه عشقی! حیف که جادو بلد نیستم چوب جادو هم ندارم. راستی یه چیزی! اگر اونها هم توی دنیای خودشون نابینا داشتن اوضاع چه مدلی میشد؟ مثلا باید چوبدستی رو نشونه بگیری سمت یه چیزی و طلسم کنی. بعدش اگر صاحب چوبدستی نتونه اون یه چیزی رو ببینه تکلیف طلسمی که توی هوا ول شده چی میشه؟ اوه خدا خخخ. نه نمیخوام چوبدستی نمیخوام به درد من نمیخوره فعلا بذار بخوابم بعدا بلند میشم شبیه آدم قهوه درست میکنم میخورم این مدل رویاها حتی خیالش هم دردسر میاره نمیخوام.
ساعت7و20دقیقه صبح4شنبه1آذر1402. اراجیف اینجا را از زیر پتو میخوانید. بیخود میخوانید! کی گفته بخوانید؟ مهمون دوست ندارم. برید پی زندگی عاقلانهتون دیگه هم این اطراف پیداتون نشه! دهه!
بسه. میخوام بخوابم. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *