دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

آرام، معمولی.

4شنبه عصر.
تا اینجای امروز بد نگذشت. تا دلم خواست خوابیدم، لازانیا درست کردم که اشتباهی داخلش بیشتر از حد انتظار فلفل ریختم ولی نتیجه بد نشد، یه تکلیف گوش کنیه نصفه نیمه رو تا یک جایی به انجام رسوندم که البته هنوز خیلی کار میبره ولی بدک هم نبود، یهخورده آشپزخونه تمیز کردم، مادرم اومد پیشم یهخورده بهش نق زدم، باهاش چایی خوردم، فردا هم مدرسه نمیرم و خدایا آخ جون. ای خدا برسه بازنشستگیه من!
باید بجنبم این متنه بدجوری کار لازم داره و باید تمومش کنم. ترجمه های1دی و جهان آزاد5و15و25دی هم مونده. اوه خدایا ماه که تموم میشه میگم آخ جان تکلیف یک ماه تموم شد ولی بلافاصله ماجراهای ماه بعد شروع میشن. شکلک گیجی شکلک گناهی شکلک درمونده شکلک گریه خدا شکلک گریهههههههههههههههههههههههه شکلک گریه شکلک گریه شکلک گریه.
هنوز وان میخوام. این آقای لوله کش واقعا… یعنی قرار بود2تا شنبه پیش بهم اطلاع بده واسه شروع ماجرا چه غلطی کنم ولی هنوز اطلاع نداده. این هفته واقعا دستم جای خاریدن میسوخت که گوشی رو بردارم بهش زنگ بزنم ولی نزدم گفتم بذار ببینم خودش کی یادش میاد که زنگ بزنه حتی بشه واسه پول خودش بابت نصب اون رادیاتورهای تاریخی هم شده عاقبت باید زنگه رو بزنه ولی نزد که نزد. حالا به نظرت زنگ بزنم؟ منتظرش بشم؟ خدایا بدم میاد با این مدل سر و کارم بی افته وای بدم میاد بدم میاد بدم میاد بدم میاد بدم میااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد بدم میاد بدم میاد!
ایرانسل روانی با خط ایرانسل مادرم به مشکل خوردم واسه چی نمیشه شارژش کنم؟ خدایا لعنت به این لعنتی واسه چی شارژ نمیشه الان؟ نکبت داغون!
امشب تنها نیستم. مادرم. باید مواظب باشم بیدارش نکنم. واسه چی اینطوری شد؟ چایی که خوردم پس واسه چی یه دفعه این… به شدت چرتم گرفت و از چشم هام داره آب میاد. یعنی به ساعت7و نیم ربطی داره؟ واییییییی خدا!
مادرم باز با آشپزخونه مشغوله. نمیدونم سوهانه پشت زیکه چیچیه داره درست میکنه. یهخورده دیگه باید برم ظرف بشورم.
کباب دیشبی رو عاقبت سفارش ندادم. بذار پولش رو نگه دارم. درصد خساستم رفته بالا. شاید پول بیشتر لازمم بشه. نمیدونم واسه چی شاید واسه وانم شاید هم واسه نمیدونم چی ولی بذار پولش رو نگه دارم. خدایا پول میخوام کاش یهخورده بیشتر داشتم پول میخوام خدایا بذار من یه وان درست درمون واسه خودم جور کنم دیگه وای پول وای جا وای خدا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا!
این ساعت بدجنس واسه چی به7و نیم نمیرسه؟ زمانی که نمیخوامش فشنگی میره ها الان که میخوام بره وایستاده تکون نمیخوره! این هم شد کار؟
مادرم لازانیای امروزم رو دوست داشت. خودم ازش بدم نیومد ولی دلم میخواست بهتر میشد شاید هم چون وایستاده و با عجله خوردمش حسم این مدلی شد اگر سر مهلت دوباره بهش ناخنک بزنم احتمالا بیشتر دوستش دارم ولی آخه مواد و ملاتش زیادی زیاد بود من دلم حس کردن خمیرش رو هم میخواد این حسابی پر ملات در اومد.
بابا زمانه بی معرفت میشه یه کوچولو باهام راه بیایی؟ نمیایی که!
داره6میشه باید برم به گرفت و گیرهام برسم. عمری اگر باشه باز میام. پیام از تلگرام کی فرستاده؟ بذار از اینجا بزنم بیرون ببینم کیه. احتمالا مدیر یک مشق جدید کرده توی آستینم. وووییی. در هر حال باید برم برش دارم. ای خدا! تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *