1شنبه بعد از ظهر.
از سر کار برگشتم خونه. خدایا اونقدر سرد بود که حس میکنم هنوز داخل استخونهام یخ زده. اینجا هواش بهتره و همه چیزش بهتره و خدایا اینجا رو دوست دارم.
آخ جون خدایا خیلی خوبه من امروز ترجمه اولین مقاله بلندم رو شروع کردم و وای خدایا اوایلش رو بدون کمک گرفتن از مترجم گوگل پیش بردم البته ایراد زیاد داشتم و دارم ولی دارم پیش میرم و خدایا خیلی خوشحالم خیلی زیاد کاش بتونم تا آخرش برم بعدش بشینم گیرهاش رو درست کنم و آخ خدایا شکرت کمک کن روونتر بشم خدایا کمک کن خدایا لطفا خدایا این عالیه دلم میخواد از خوشی گریه کنم جیغ بکشم بخندم وای خدا یعنی میشه؟ آخ خدا میشه بشه؟ وای خداجون!
باید خیلی کارها کنم باید ورزش کردن رو شروع کنم باید گیر بدم به تردمیل برادرم که بارها و بارها گفته بهم که استفاده نمیکنن و برش دارم واسه خودم و خدایا آخه تردمیل خودم رو کجا جا بدم کاش میشد بفروشمش من تردمیل داداش نشان میخوام میخوام خدایا میخوام به خدا ورزش میکنم امشب گیر میدم که این کار بشه باید بشه باید بشه من باید حرکت رو شروع کنم خداجونم من میخوامش من میخوامش آخ جون حرکت ورزش تغییر تأثیر وای خدا ایول!
بایدها و نبایدهایی که لازمه بهشون برسم زیادن. یعنی به چندتاشون دستم میرسه؟ شاید به خیلیهاشون اگر واقعا بخوام. میخوام ولی خواهندگی بدون حرکت جواب نمیده. امشب در مورد اون تردمیل نفله صحبت میکنم. به جان خودم همین امشب حرفش رو میزنم گیرش رو هم میدم این باید بشه.
امروز روز خوبی بود. این هفته تا اینجا هفته خوبی بود. یعنی میشه فردا هم خوب باشه؟ آخ جون من روزهای خوب دلم میخواد. یعنی ادامه دارن؟ دست خودمه البته تا یه جاییش. تا جایی که دست خودمه رو باید بچسبم. خدا رو چه دیدی شاید باقیش هم راهش باز شد. خدایا یه کمکی کنی حله. لطفا!
تیمتاکم. کانال باز. بچه ها. وسطشون ول میچرخم و گاهی به شیطنتهاشون میخندم گاهی سکوت میکنم و هی من چه خستم! واسه چی نمیرم بخوابم؟ بیخیال بذار تا ساعت3از موقعیت بهره ببرم3که بشه تایم غیر مجازم شروع میشه اون زمان برم ولو بشم.
فردا سر کارم به این خوشی نمیگذره. شاید هم بگذره خدا رو چه دیدی؟ در هر حال مشکل چندانی نیست باید بیاد و بره و عوضش3شنبه جشنه و بعدش تعطیلات و یوهوووووو عالیه!
خاطرم باشه امروز یا امشب محض امتحان یه زنگ به اون جناب لوله کش بزنم. نزد دیگه بیخیال من میزنم گیریم که جواب هم نده در هر حال این منم که کارش دارم بذار اون بد قول باشه من به اطلاعاتش و مهارتش نیاز دارم باید گیرش بیارم.
وای دلم میخواد اون بازاره رو کاش مادرم هم دلش بخواد من دلم میخواد برم دنبال هواپز و آبمیوه گیری بگردم و بیخیال مصارف بهتر واسه پول بذار پیدا کنم اگر به صرفه بود بخرم پوله رو دوباره جمع میکنم من بازار میخوام خدایا بریم دیگه بریم دیگه بریم دیگه!
امروز معده بدجنسم داشت از درد میترکید. تقصیر خودم شد قهوه صبحی و پرخوری آخر شب دیشبم زد داغونش کرد و امروز که از سر کار اومدم با یک فروند قرص معده و چندتا میوه سر و ته ناهارم رو بستم و الان هم گشنم نیست. ایول کاش حالاها گشنم نشه!
باید برم به باقی ترجمهم برسم ولی اینجا وسط ملت نشستم و دارم ازینا مینویسم. طوری نیست بذار بنویسم ترجمه رو هم انجام میدم حالا. وای بدون گوگل چندتا سطرش رو رفتم آخ جون دفعه اولم بود خدایا اگر تا آخرش همینطوری بشه برم چه عشقیه خدا وای چه میخوام این رو!
میگم الان یعنی نباید قهوه بخوام؟ میخوام آخه! دلم قهوه میخواد. یعنی معده بدجنس رضایت نمیده؟ هیچ راهی نداره؟ هی! من قهوه میخوام. بیخیال بذار3بشه ببینم وضعیتم در چه حاله احتمالا من و معده با هم کنار بیاییم من قهوه میخوام. هرچند واسم مثبت نیست هرچند بیخ هفته تاریک قهوه دوم در یک روز میتونه دردسر های بدی از جنس سردردهای عوضی درست کنه هرچند قهوه کلا واسه کمخونیم خوب نیست و یه عالمه از این هرچندها ولی من قهوه میخوام.
بذار آهنگی که بچه ها گذاشتن رو گوش کنم ببینم چیچیه.
خب اولی معمولی بود این دومیه قشنگه ولی غمگینه. خوابم میاد. 2و24دقیقه. خوابم میاد. تا3هنوز تایم دارم. خوابم میاد. قهوه دلم میخواد. خوااااااااابم میاااااااااااااد.
میگم که، بسه دیگه ننویسم. حس ویرایش هم نیست. باقیش باشه واسه بعد. بذار یهخورده بی صدا بشینم. تا بعد.
دستهها