دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

منفی و مثبت.

3شنبه صبح.
باید بپرم آماده بشم برم مدرسه. دیروز بدون هیچ توضیحی بیمار شدم. مادرم میگه از خستگیه. به نظرم درست میگه. خستگی جسمم. خستگی روانم. غمگین نبودم بیمار بودم. الان هم غمگین نیستم فقط خستم. خدایا چقدر خستم!
گاهی چیزهایی میخوام که میدونم نباید بخوام. اینو چندین بار اینجا گفتم شمارش از دستم در رفته پس باز هم میگم. دیروز اون نبایدها رو میخواستم. امروز هم میخوامشون. همین الان همین لحظه. گاهی چیزهایی رو میخوام که واقعا نباید بخوام چون شدنی نیست. تمام جهانم بهم میگن شدنی نیست. منطق. وجدان. حافظ. مادرم. و پریسای داخل آینه. نگاهم میکنه. دلداریم میده.
-باور کن! باور کن! باور کن این واسه تو درست نیست. تو الان نمیفهمی چون در مرحله عمل نیستی. باور کن نباید هم باشی. این اگر هم شدنی میشد کمکت نمیکرد. تو مردش نیستی. تو نمیتونی.
به نظرم درست میگه. خدایا به نظرم همه درست میگن. من واقعا نباید… کاش لازم نبود امروز برم مدرسه! خدایا چقدر از تمامش متنفرم! از درس دادنم متنفرم از تلاش واسه آرامش اطرافم داخل اون کلاس لعنتی متنفرم از نق و نال و ایرادهای کزایی خونواده ها که نمیفهمن چی واسه بچه هاشون مثبته متنفرم حتی از اون بچه ها هم متنفرم الان از تمامش متنفرم! خدایا کاش میشد امروز نمیرفتم کاش میشد واقعا ازش متنفرم!
این گفتن ها فایده ندارن. باید بلند شم برم سر کار. دیرم میشه. درست نیست صبح رو با تکرار اینکه چقدر و از چی متنفرم شروع کنم! موج منفی مثبت نیست. خدایا ببین من ناشکر نیستم فقط… فقط خستم. لطفا اینو باور کن. من فقط خستم. و این خستگی چه جوری رفع میشه؟ نمیدونم. واقعا دلم میخواد بدونم ولی نمیدونم. بذار یه مثبت پیدا کنم. امروز که برگردم خونه تا شنبه دیگه هیچ کدوم از این موارد مسخره رو نمیبینم. تا3روز خلاص. بعدش1شنبه تعطیله. بعدش هفته دیگه شاید اسکله. بعدش دیماه میاد و همیشه زمستون سراشیبی زمان واسه سال تحصیلیه. ولی این… خدایا من واسه چی این مدل کشنده حس خستگی میکنم؟
باید مهتاب رو کاملش کنم. باید پست30آذر رو بنویسم. باید ترجمه ای که شروع کردم رو سریعتر تمومش کنم. حس میکنم داخل این متنه منهای اسامی داخلش سریعتر پیش میرم البته اگر بتونم پیوسته بالای سرش باشم. دیشب نمیشد. این تهوع واسه چی بود؟ بیخیال الان که فعلا عقبنشینی کرده. امروز که برگردم خونه باید به تمام این موارد رسیدگی کنم. کاش لازم نبود امروز برم به اون کلاس مسخره!
بیخیال این هم گذراست فقط… من چه جوری از این خستگی کوفتی خلاص بشم؟
اگر همینجا بشینم و هی نق بزنم حسابی دیرم میشه. بذار فعلا بلند شم. باید آماده بشم برم مدرسه. شاید قهوه بتونه یهخورده کمک کنه. ولی سردرد. من دیشب سردرد داشتم و قهوه… بیخیال نمیمیرم که فقط سردرده. در هر حال من قهوه میخوام. اوخ6و37دقیقه دیرم میشه باید بجنبم. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *