دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

روی هم رفته…

4شنبه شب.
خدایا چقدر شدید تعطیلات لازم داشتم! خدایا شکرت به خاطر اینکه تعطیلم به خاطر اینکه این هفته ارتفاعات نرفتم به خاطر5شنبه جمعه ای که مدرسه ای در کار نیست و مال خودمه به خاطر اینکه اینهمه شدید خوابم میاد شکرت به خاطر همه چی شکرت!
هفته تاریک شلاق کش داره میاد و حالم دور از تو هیچ خوش نیست. هنوز نرسیده و تصور اینکه روز کاریم با شروع این نفله چه مدلی باید سپری بشه حالم رو بدتر هم میکنه. وای خدا آخه این… خدایا شکرت!
این2شنبه خونواده دوباره میرن تهران و روح منو با خودشون میبرن و من همزمان باید برم سر کار و با بچه ها بخندم و خدایا واقعا تحمل یه مشت خاک رو چی دیدی لطفا این شب رو رفعش کن خدایا باور کن دیگه جونم یاری نمیکنه دستم و صدام به دعا بره بالا بیا خدایی کن این ماجرا به خیر تموم بشه به تمام اسم هات دیگه نمیکشم.
ساعت10یه پست باید بره روی آنتن. پست دست منه. زمانش بیاد و بره من بخوابم. از خستگی دارم می افتم. یه فشار خیلی خیلی بد روی اعصابم بود که امروز یعنی امشب یهخورده سبکتر شد. انگار نفسم بازتر شد. کامل رفع نشده ولی خیلی آرامشبخشه که شدت فشار کم بشه. گفتم نفس میگم من یهخورده… نفسم یه کوچولو… یعنی چیزیمه؟ میگم یعنی این رفیق با معرفتم ممکنه یه بلایی سرم… آخه احمقه خر تو که اینجوری مثل سگ میترسی واسه چی یه دفعه واسه همیشه ولش نمیکنی؟ فوقش2ماه پرپر میزنی چندتا مشت هم شوت میکنی به دیوار2تا فحش میدی3تا عربده میکشی حل میشه میره دیگه. خدایی اگر همون اول یه دفعه اقدام کرده بودی الان داستان تموم شده بود. از چی میترسی یه دفعه بلند شو بگو تمام و تمومش کن دیگه! آخ بسه. گلوم سنگینی میکنه. راست میگم. یعنی چی شدم؟ وای خدایا مادرم مادرم تحمل نداره خدایا لطفا! الان اگر خدا زبونش فارسی بود میگفت لطفا و کوفت! خب نفهم اینهمه دلیل بهت دادم عقل هم که یه ته مونده ای داری دیگه چیت کنم خب ول کن دیگه! جدی من واسه چی یه دفعه و مثل همیشه ضربتی رها نمیکنم این… این… این… اه خدایا این… اه کثافته لعنتی!
امتحانه رو دادم. یادم نیست اینجا گفتم یا نه حالش هم نیست برم ببینم. بیخیال اگر گفتم دوباره از اول.
امتحانه رو دادم. وارد اتاق امتحان که شدم مربی محبوبم اونجا بود. جفتمون زدیم زیر خنده و من بغض کردم. استاد هادینژاد میخندید. من هم میخندیدم ولی بغضم رو دید. خلاصه صحبت و امتحان و… از10ترم افتادم ترم5و… یعنی ظرف2سال اینهمه پس رفتم؟ باورم نمیشه قطعا استرس محل امتحان و تلاشم واسه صحبت کردن سریع و اینکه امتحان کتبی نداشتم بی اثر نبود ولی جدا از دلگیریم واسه عقب رفتنم بد نشد. من میخواستم از ترم اول دوره کنم پس الان واسه چی باید دلم بگیره؟ اونجا آخم در اومد ولی کلی تشویقم کردن و گفتن بعد از2سال که اصلا نخوندی نتیجه فراتر از انتظار بود. نمیدونم به خاطر دل من گفتن یا واقعا اینطوریه. در هر حال من خودم رو بالاتر از یه ترم پنجی میبینم ولی خوشحالم که میتونم مرورم رو از پایه و عمیقتر و دقیقتر و بدون استرس و ترس آیلتس پیش ببرم. اوه خدایا هزینه های این کلاسه این بار به شدت بالاتر از دفعه پیشه و… هوممم. جا ولخرجی واسه سالت و کثافتکاری های گلو سنگین کن باید خرج این کلاسه کنم تا دیگه بعد از ترمهای6گانه تنبلی کردن یادم بره درضمن دیگه هم به تنفسم کثافت نزنم. هی! من جدی گلوم سنگینه. درد ندارم انگار حالت ارتجاعیش رو داره از دست میده. یعنی صبح بهترم؟ خدایا من میترسم میشه کمک کنی؟
روی هم رفته بد نمیگذره. فرداها رو هم کسی ندیده. باید منتظر بشیم. منتظر2شنبه آینده و منتظر تمام اشعه های فردا. دیگه نمیخوام بنویسم. ساعت8و30دقیقه4شنبه شب. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *