دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

باز نیمه شب، باز کابوس.

الان3شنبه میشه یا4شنبه؟ ساعت1و35دقیقه نیمه شب. خدایا باز پریدم. این ماجرا کی تموم میشه. کسی نیست خودم تنهام. خودمم و خودم. شبیه همیشه. چنان میلرزم که انگار4ستونم میخوان از هم بپاشن. من تا کی باید این تکرار رو تماشا کنم؟ تا کجای عمرم باید بپرم از خوابهای پریشون نصفه شبهام؟ خدایا! خدایا کی تموم میشه! کی تموم میشه! خدایا دیگه نمیتونم کی تموم میشه!
شکر که امشب مادرم اینجا نیست چنان عربده ای زدم که به نظرم صدا رفت بیرون. از هوارم بیدار شدم. خدایا دیگه تحمل ندارم. دیروقته. همه جا شبِ. اینجا کسی نیست. خودمم و رد کابوسی که تمام جونم رو تکونده و شب و پاد.
نمیتونم گریه کنم. نمیتونم بنویسم. نمیتونم نق بزنم. نمیتونم آروم بشم. نمیتونم بنویسم. نمیتونم بنویسم. خدایا نمیتونم. نمیتونم بنویسم. نمیتونم بنویسم. نمیتونم بنویسم. نمیتونم بنویسم. نمیتونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *