دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

ته انجماد.

شنبه صبح، جمعه شب، نمیدونم. ساعت1و50دقیقه نیمه شب. حالا خودت داخل هر روزی میخوایی جاش بده.
بیدارم. باز بیدارم. چیزی نیست فقط به نظرم این دفعه دیگه… هی! پس واسه چی گریه نمیکنم؟ واسه چی متن آنتیک نمینویسم پاک کنم؟ واسه چی حیرتزده نیستم؟ واسه چی؟ به نظرم منتظرش بودم. همیشه بودم. پس واسه چی فقط تماشا کردم تا برسه؟ خب. کردم. تماشا هم کردم. این کار رو کردم. تمام!
عجب سرده! خدایا اینجا عجب سرده! چنان بد سرده که حس میکنم توی هوا کلی سوزن تیز جاریه. خدایا! وای خدایا! وای خدایا سرده! سرده خدا سرده خدا سرده! خدایا سرده! خدایا! خدایا! خدایا! آخ خدا! آخ خدا! آخ خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااااااااااااا بیدار شو تو هم شبیه من بیدار شو به خاطر خدا بیدار شو سرده!
کلاسهای مدرسه آنلاین شدن. خوب شد کتابهای مدرسه رو قرض گرفتم. آخه کلاس آنلاین هم شد کار؟ به جهنم. تا8صبح هنوز خیلی زمان باقیه.
کلاس زبانها ولی آنلاین نشدن. باید واسه فردا بخونم. الان نه. الان نمیتونم. نمیتونم!
13اسفند هم داره میاد. خدایا باز تهران. باز دکتر. خدایا این دفعه جوابش شادتر باشه! خدایا! بیدار شو! من حرف دارم. میخوام حرف بزنم. میخوام نق بزنم. میخوام یه کسی الان بیدار باشه همراه من. خدایا به کی بگم! واسه چی من عصر جمعه تا الان اصلا گریه نکردم؟ واسه چی الان بیدارم؟ واسه چی اینهمه شدید سرده؟ خدایا بیدار شو من حرف دارم. پاشو میخوام گوش بدی بهم. پاشو باهام حرف بزن. پاشو بغلم کن. آخه تو چه مدلی تحمل میکنی؟ واقعا تو چه جور دلی داری؟ یعنی واقعا این… خدایا! آخ خداجان! آخ خدا سرده! سردمه خداجان سردمه خداجان سردمه!
!
خفه کردم خودمو با این پاد کثافت بسه دیگه! بسه؟ واسه چی بسه؟ اصلا واسه چی باید بس کنم؟ واسه چی باید بس باشه؟ واسه چی معده داغونم به الکل جواب… میده؟ جواب میده؟ الان این لحظه باید جواب بده مگه نه؟ آخ خدا! ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!
5شنبه امتحان شفاهی. احتمالا آنلاین. داخل اسکایپ. خدایا شکرت من این کلاسه رو برداشتم دارم میرم وگرنه این هفته رو چه مدلی پیش میبردم؟ فردا باید درس جواب بدم. این کلاسه آنلاین نیست. باید بیشتر بخونم. باید آماده تر باشم. حلش میکنم. حلش میکنم ولی نه الان. الان نمیتونم. الان نمیتونم!
به نظرم به چندتا از خاکیهای خدا بد بدهکارم. خدا خودش از سر تقصیراتم بگذره چون مطمئن نیستم اونها بگذرن. حق هم دارن مگه نه؟ من کاری نکردم جز حکمی که در تصور خودم صادر شد و شکر خدا فقط واسه خودم بود و چیزی رو در جهان بیرون عوض نکرد ولی… اینهمه نشونه اینهمه راه واسه آگاهی بود و من ندیدم و نفهمیدم! شاید نتونستم. شاید دلم نخواست. دلم نخواست! خدایا! الان چی شده مگه؟ واسه چی اینطوری میکنم؟ من چی از دست دادم مگه؟ خدایا واسه چی خاکت اینهمه سرده؟
آدیو میوت2و شکیلا. داره میخونه تو خاموشی خونه خاموشه. نوجوون که بودم خخخ دلم میخواست حنجرهم رو جراحی کنم صدام بشه شبیه این. آخ رویاهای کوچولوی مسخره ی بچگیهام! کجا جا موندید؟ بیایید ببریدم! بیایید منه بی معرفت رو از این انجماد ببریدم! من بی معرفتم که ندیدم جا موندنتون رو. معرفت کنید بیایید از فشار این واقعیتهای منجمد عوضی نجاتم بدید!
خدایا دارم میلرزم بدجوری سرده. جوهر سیاهم بعد از مدتها امشب چه بد پریده از خواب طولانی تاریکی که داخلش حبسش کردم! حسابی بیداره امشب. حسابی میخواد جولان بده امشب. قهقهه هاش رو میشنوم. داره بهم میگه چی شده! توی جاده صاف یخپوش خوردی زمین؟ اول و آخرش خودم باید به دادت برسم. فقط خودم! احمقی که اینهمه طول کشید بفهمی. من از تمام اون سفیدهای اطرافت با معرفتترم. فقط دست از این سفیدبازی بردار تا بغل کنم ببرمت از این منظره های نفرینی که خودت رو باهاشون فریب دادی. چیزهای دیگه هم داره میگه ولی انعکاسشون توی سرم اجازه نمیده دیگه بفهممشون. شکیلا هنوز داره میخونه. از ستاره تا ستاره گریه کردم. خدایا دستهام منجمدن واقعا این سرما اجازه نمیده سریع بنویسم. سرده. خدایا سرده. سردمه. خدایا! سردمه!
ساعت2و13دقیقه شد. چه سکوتی! خدایا پاشو. پاشو من حرف دارم. خدایا! ببین منو! یا تو بیدار شو یا من دق میکنم. یا تو پاشو به من گوش بده یا من دلم میترکه. یا تو بیدار شو بغلم کن از این انجماد تاریک پسم بگیر یا من امشب تموم میشم!
هی! این چه حالیه! اصلا واسه چی مگه چی شده! طوری که نیست. چیزی که نشده! همه چی درست میشه. من درست میشم. زمستون میره. سرما گذراست. باز پا میشم. باز پیش میرم. باز عبرت… کاش دیگه گرفته باشم! به نظرم دیگه گرفتم. من نزدیک نیم قرن از خدا عمر گرفتم. دیگه واسم بسه. امشب گذراست ولی خدایا عجب سرده!
بسه دیگه این خیلی مسخره هست. خدایا ببین من درست میشم ولی خداوکیلی امشبهام رو به کسی نگی! اگر بفهمن از شرم دود میشم. این واقعا زشته. اوه خدا تصور کن یه کسی خخخ اوه خدا وااای واااای وااااااااااای خخخخخخخخخخ.
جدی من چه مرگم شده! اصلا حرف حسابم چیه! چه توقعی دارم از این خاک خام خدا! بسه بابا واقعا که!
چندتا فایل ویرایشی دیگه مونده تحویل بدم؟ کاش اینها اینهمه کاربر نبودن! بدجوری کار میبرن. کاش تایم و حس داشته باشم سریعتر تمومش کنم! دلم میخواد تموم بشن. دلم میخواد تموم شه. دلم میخواد دیگه تمومش کنم! دیگه نمیخوام ادامه بدم. میخوام بپرم. میخوام بیام از این بهشت کاغذی بیرون. از تیمتاک از گوش کن از بخش آشنای فضای اینترنت از همه جای آشنا از همه جا میخوام بیام بیرون دیگه نمیخوان بمونم! دیگه نمیخوام بمونم!
عجب مسخره اشتباهی این چیزمیزها رو داشتم توی پیوی آدیو پلیر مینوشتم شکر خدا که اشتباهی توی پیوی کسی نفرستادمشون! پیوی کسی؟ کانالها رو ندیدم این ساعت کسی جز خودم اینجا هست یا نه. ولی هست چندتا هستن بذار باشن. به خیر گذشت جایی نفرستادم اراجیفم رو. خدایا سرده دارم منجمد میشم!
بیخیال بسه. من موارد سفتتری جز این عروسکبازی دارم که بهشون متمرکز باشم. 13اسفند مثل تیر داره میاد. امتحاناتم در جریانن. عید404… به نظرت بهاری که میاد چه مدلیه؟ یعنی میشه دیگه به سیاهیه چیزی که پشت سر میذارم نباشه؟ خدایا یه کمکی میکنی لطفا؟ لطفا؟ لطفا!
این شکیلا چقدر حرف میزنه. هی لالایی لالایی لالایی. آخرین کوکب دیگه چیچیه؟ خب بلند شو یه کوکب دیگه بکار اگه خیلی کوکب دوست داری اینکه اینهمه جیغ و داد نداره که!
عجب اوضاعی من واسه مست کردن الکل لازمم نیست همینطوری خل میزنم شبیه همیشه فقط الان یهخورده درصدش بالاست. بسه بابا واقعا که! آخ خدا این سرما امشب نفسم رو میگیره بد سردمه! بد سردمه خدا وحشتناک سردمه!
ساعت2ونیم شد. بسه دیگه. بذار ببینم اوه این چی بود؟
یه صدای بلندی از بیرون اومد. یه چی انگار محکم خورد به یه بشکه حلبی گنده. ول کن چیزی نبود. بذار این چرتنوشت رو تمومش کنم. تا صبح هم بنویسم چیزی عوض نمیشه. این شب گذراست. من درست میشم ولی خاک بر سرم اگر امشب و امشبها رو یادم بره! ساعت2و32دقیقه. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *