دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

روز آرومی بود. خدایا شکرت!

3شنبه شب.
همه چی آرومه. امروز روز خوبی بود. بچه ها نبودن. خواستم بلند شم برم دفتر با زبون بازی زودتر بیام خونه که یه دفعه در زدن و2گروه بازدیدکننده اومدن. واسه هر2گروه جدا جدا در مورد بریل و قواعدش سخنرانی کردم. به نظرم موفق بودم. بعدش کتاب خوندم تا زمان ترخیصم رسید. فردا میریم ارتفاعات. روز آرومی بود. خدایا شکرت!
میگم یه چیزی! یعنی معجزه شکرگزاری کار میکنه؟ آخه اگر هدف رسیدن به موارد خاکی باشه یهخورده انتظار جواب داشتن عجیب نیست؟ چی بگم در هر حال به نظرم حس و نتیجه شاکر بودن از معترض بودن بهتره.
وای خدا10آبان دوباره کلاس زبانها شروع میشن. وووییی باز درس و استرس امتحانات و کلاسها و خدایا من این روزها به شدت خستم همهش دلم میخواد بخوابم اون زمان این مدلی نباشم پدرم درمیاد! بیخیال طوری نمیشه خوش میگذره. یکی از چندین مثبتش اینکه کمتر ذهنم درگیر مزخرفاته و کمتر مهلت پیدا میکنم که به این… بیخیال. کی میدونه شاید واقعا خیرم در این بوده. شاید لازم بود این پیش بیاد. شاید مثبتی بوده که این زمان به شدت از منفی بودنش دردم گرفت! واقعا کی میدونه! کی میدونه جز خدایی که به هر سفید و سیاهی آگاهه! خدایا! تو نیتم دلم حسم رو بلدی. من هرچی از دستم برمیومد کردم. با اجازهت دیگه بیشترش رو بلد نیستم و انجام نمیدم. دلم اینو نمیخواست چون رسیدگیهای بی نقصت رو دیدم ولی چاره ای واسم باقی نموند جز این آخریش. اینکه بسپارم به خودت. خدایا! این تیر آخرمه. به عدل خودت سپردم. و تمام.
هی این چه اوضاعیه اینهمه کانال کتاب رایگان توی تلگرامم ریخته ولی یه دونه کتاب درست درمون توش گیر نیاوردم بدزدم. من کتاب میخوام آخه! بیخیال اگر پیدا نشد توی کوهستان انگلیسی گوش میدم. ولی کتاب کتاااااب کتاب من کتاب میخوام رمان جنایی و کتابهای فوق ترسناک و ازینا. ووووییی آخجون میخوام میخوام پس کوشن نویسنده های درست درمون و آثارشون من ازینا میخوام.
به نظرم خوابم میاد. برم باقی این کتابه رو بخونم ببینم آخرش چی میشه. کاش اشتباه کرده باشم و این چند جلدی نباشه. آخه جلدهای بعدی توی این کانالها نبود بدزدم. نمیدونم یک کسی میگه این مدلی مجانی کتاب برداشتن کتاب دزدیه خخخ خب به من چه اسم مشخصی در نظرم نیست که برم بخرم باید توی کانالها بگردم اونهایی که خوشم میاد رو بردارم دیگه. خب بابا موافقم مجانیها رو به خریدنیها ترجیح میدم. الان من دزد کتابم؟ بیخیال باشم دزد رو تا نگرفتن پادشاست اصلا مال دزدی حالی داره واسه خودش و خلاصه کتاب دزدی رو عشقه!
آخجون فردا مدرسه بی مدرسه! خب عوضش توی سرمای کوهستان. طوری نیست قطعا عالیه.
ایول پتوجونم منتظرمه تا بغلم کنه. خدایی بغل این پتو یه چیزیه واسه خودش. خیلی خوشم میاد خیلی زیاد.
یوهو من عاشق تغییرات مثبتم تخت جدیدم حاضره فقط زمان نیست که بریم بیاریمش خونه و ایشالله هفته آینده میادش. کاش اندازه این یکی راحت باشه! این ایراد نداشت فقط اینکه من جام کوچیکه یه تخت لازم دارم که بشه زیرش یه چیزهایی جا داد و این یکی هم میره ویلا. آخجون وقتی تخت جدید بیاد تا مدتها اتاقم بوی چوب میده وای که چقدر دوست دارم!
وای عالیه عاقبت کولر کوچولوی اتاقم نصب شد خیلی خوشم میاد حالا دیگه توی اتاق خودم یه کولر دارم. فقط مونده برق کاری پریزش و بذار ببینم چندتا تعمیر کوچولو هم توی خونم باید انجام بشه که ایشالله به همین زودی انجام میشه و من حسابی خوشم میاد.
جانمی چقدر مثبتهای ریز اما کیفدار واسه من! از این برق برقی های کوچولو خیلی خوشم میاد.
خدایا شکرت که امروز و امشبم به شدت آرامتر و قشنگتر از دیروز و دیشبه. خدایا از این بهتر شدنها بیشتر واسه همه و آخر صف هم واسه من بخواه لطفا. میدونم که میخوایی. خدایا شکرت!
تیمتاکم. آدیو1و خودم تنها. بقیه داخل آلاچیق جمعن و من اونجا نمیرم. واقعیتش دلم نمیخواد. سر شب یهخورده با یکی2تا از بچه ها گفتم و یهخورده خندیدم و شلوغتر که شد رفتم توی کانال تکی. الان هم کم کم باید برم توی بغل پتو. آخ جون!
میگم واسه چی من به یه چیزی گیر که میدم مثل چسب میچسبم بهش؟ این بازی خانه های رنگی هست که توی گوش کن بود خیلی هم قدیمی شده! من این روزها گیر دادم بهش و ول کن نیستم. خیلی خوشم میاد رنگها رو جابجا میکنم و الان گیر دادم به بخش بسیار دشوارش یعنی دشوار نیستها اسمش اینه. این زمان برنده شدنم بیشتره ولی محدودیت زمانش بیچاره میکنه خخخ نجنبم میبازم.
باشه بابا باشه یه چیزهایی همچنان واسم تلخه و نمیخوام حرفش رو بزنم بلکه اثرش با مرهم بابا زمان بره. خدایا! یعنی میره؟ همه میگن میره. قربونت برم خداجون میشه یه هل بدی سریعتر بره؟ شدید که میشه واقعا… خدایا شکرت! شاید این لازم بود واسم. شاید خیرم درشه. من نمیدونم. فقط مطمئنم تو هیچ زمانی بدخواه هیچ کسی نمیشی از جمله من. خدایا! لطفا کمکم کن سریعتر ازش رد بشم! باور کن تحملم… هی! بسه. منفی گویی ممنوع! درست میشه. درست میشی پریسا. درست میشه!
وای خوااااابم میاد. بسه الان دیگه نوشتنم نمیاد. ساعت10و57دقیقه شب. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *