دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

شبی از شبها

2شنبه شب.
خدایا عجب روزهای شلوغی دارم من! بدم نمیاد با مزه میگذرن. البته گاهی یهخورده سنگین پیش میرن ولی در مجموع من دوستشون دارم. آیی آیی آیی هفته ی تاریکه دیوونه! خدایا این چه وضعشه واسه چی این میادش و این مدلی حالم رو میگیره؟ گندش بزنن.
وای دلم میخواد بگم دلم میخواد پرحرفی کنم من الان کلی مجهزم به خیلی چیزهایی که دلم میخوادشون یعنی میخواستشون. البته نه همه چیز ولی اوضاع در این هفته خیلی از هفته ی پیش بهتره و هفته ی پیش خیلی بهتر از هفته ی پیشترش بود و… الان کلی خوش میگذره بهم. کافه پریسا همچنان بیشتر از پیش در حال تجهیزه، من یه دفتر کار کوچولوی متحرک دارم، روند کاهش وزنم دوباره شروع شده و یواشه اما متوقف نیست، کمتر از ماه پیش به سرم میزنه، کلی سفتتر شدم، کلی بیدارتر شدم، ترم مزخرفم از نصف گذشته و نهایتش تا22اسفند تموم میشه و چه بیفتم چه در برم بعدش تا15فروردین تعطیل میشم و کلاس آفلاین و آنلاین زبان در کار نیست، کلی دمنوش توی کافه پریسا دارم؟ یه عالمه جایگزین واسه شکلاتهایی که از خوردنشون پرهیز دارم دم دستمه، و معجزه ی من داره حسابی عمل میکنه و نتیجه ی حضور و عملش به شدت مثبته. اونقدر مثبته که حتی منه منفی بین هم دارم میبینمش. خدایا شکرت اگر فقط به خاطر همین آخریش بخوام کامل شکرت کنم تمام عمرم به شکر سپری میشه و باز بدهکارم. خدایا شکرت شکرت. خدایا شکرت!
اتاق بغلی یه دسته مهمون نشستن. من به بهانه ی درس اینجام. بحثهای سیاسی دوست ندارم. وای خدا چقدر درس دارم ولی آخه الان آخر شب و تمرین متن انگلیسی؟ وووییی!
میگم خدایا میشه فردا فاطمه و سونیا غیبت کنن تا من سر کلاس درس بخونم؟ هرچند امروز فاطمه نبود اما من درس نخوندم. به جان خودم فردا میخونم فقط این بچه خونه بمونه من درس بخونم.
آخ واااای لعنت به تاریک وای خدا پدرم در اومد هیچ خوشم نمیاد.
داشتم میگفتم خیلی چیزها اطرافم جوره اما نه همه چیز. وای خداجون خیالش که هزینه نداره بذار ببافم. مثلا اینکه یه پول حسابی داشتم و یه سرفیس خوب میخریدم. اوه عجب چیزی میشد! سرفیس وای خداجون میشد همه جا ببرمش وای سرفیس سرفیس سرفییییییییییییییییییییییس سرفیس سرفیس خداجونم من سرفیس میخوام. خب البته همه ی خواستنها به رسیدن ختم نمیشن. من پول ندارم همچین چیزی بخرم. به نظر هم نمیاد حالاها همچین پولی گیرم بیاد که بتونم یه سرفیس داشته باشم. خب این خوب نیست اما بد هم نیست واقعا نه اونقدر بد که به خاطرش اخم کنم. چند شب پیش با یه عزیزی صحبت میکردم. بحث دارایی و آدمها بود. آخر بحث بهش گفتم میدونی عزیز؟ من ثروتمندم. واقعا هستم. من خیلی ثروتمندم، فقط پول زیاد ندارم. واقعا به این واقعیت معتقدم. من بسیار ثروتمندم. اما همه چیز رو که نمیشه یه نفر داشته باشه. منه ثروتمند فقط پول زیاد ندارم. خب این نباید خیلی هم بد باشه. اینکه من پول ندارم یه سرفیس و یه نت تیکر بخرم خیلی هم فاجعه نیست، هست؟ به نظر خودم که نه.
خدایا به خاطر تمام اجزای ثروتی که بهم دادی ازت ممنونم. به خاطر تکتک موارد ثروتم شکرت. به خاطر تمام داشته هام که در دنیای من و برای من یه جا جمع شدن ازت به شدت ممنونم. خیلیها رو دیدم که خیلی چیزها دارن. حتی پول حسابی هم دارن. ولی لیستشون اندازه ی مال من کامل نیست. خدایی خودمونیم اما لیست خودم کاملتره فقط پول زیاد توش نیست. خب اینو میشه زد به بیخیالی و از کنارش گذشت و من یواااش با یه درصد نق ازش رد میشم خخخ.
آخ آخ وای خدایا درس دَََََََََََََََرس درس باید درس بخونم ولی دیر وقته بذار ببینم میتونم2تا کلمه تمرین کنم یا نه. احتمالا نه ولی بذار به این بهانه وراجیهای امشب رو تمومش کنم. ساعت10و3دقیقه ی شب. فردا روز قشنگتریه. چون فردا روز خداست و خدا زیباترین واقعیت هستیه. میدونم باز هم پیش میاد که من اینجا از درد ببارم. میدونم که حال هیچ زنده ای همیشه یه مدل نیست و من استثنا نیستم. اما این حقیقت زندگیه. باید در لحظه زندگی کرد. فرداها رو کسی ندیده. آینده خطیه که جز خدا هیچ کسی نمیتونه بخوندش. پس بذار به خدا بسپارمش و فقط ازش بخوام که وقتی جاده سخت شد کمک کنه تا ساده تر ازش رد بشم. امید همیشه قشنگه. از دست ندیمش. ساعت حالا10و5دقیقه. به امید فردا و به امید خدا. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *