جمعه شب. خب7روز از سال جدید گذشت. عجب عیدیه عید امسال. به هیچ کسی نگفتم عیدت مبارک. فقط گفتم و گفتیم سال نو مبارک. و امسال دعاهای من و همه با هر سال متفاوته. به نظرم لازم نباشه در مورد این روزها نق بزنم. این قصه رو همه میدونن. این ماجرا ماجرای همه هست. دیگه گفتن نداره. حال من اگر بهتر از اکثریت نباشه بدتر هم نیست. تکرار مواردی که همگی زیر فشارشون داریم له میشیم نفس اضافی میخواد که من ندارم.
اینترنت داغونه. داخلی مثلا بازه ولی اونقدر ضعیفه که با بسته بودنش چندان متفاوت نیست. هیچ کدوم از جاهایی که باید واسم باز بشن رو نمیتونم باز کنم. یه جاهایی هم نصفه باز میشن و… بیخیال.
میگم که… خدایا! کی تموم میشه؟
سعی میکنم جزوه هام رو مرتب کنم. تمرینهام رو حل کنم. خطهای درهمم رو درست کنم. بدون اینترنت. بدون اینستا ریدر. بدون اِنویژن. خدایا باورم نمیشه عجب نسلی هستیم ما یعنی همه چی رو باید ببینیم! بچه که بودم جنگ از شهرمون فراریمون داد. بعدش هزار مدل چیز دیدیم تا تابستون404و بعدش دیماه و بعدش این… بذار یه دید به کلکسیون این نسل بزنیم ببینیم اگر باز چیزی مونده که هنوز ندیدیم خودمون شبیه بچه آدم بریم بشینیم تا روی سرمون آوار بشه. آخ خدا واقعا که!
خدایی من الان اینجا چیکار میکنم اومدم چیچی بنویسم! واسه من403تا همین الان که یک هفته از405گذشته انگار از تمام عمرم جدا بود. چه در جاده ی شخصیم چه در گذرگاه اجتماعی. تا کجا میخواد این تونل ادامه پیدا کنه! خدایا! نق نمیزنم ولی واقعیت اینکه من بدجور خستم. از تمام مسخره بازیهای در جریان به شدت خستم. بیخیال خودم مگه کم گرفت و گیر دارم که الان ذهنم رفته به جفنگ؟ ولش کن پریسا! تو درست نمیشی؟ اطرافت قیامته تو توی سرت به چی چسبیدی! ول کن دیگه! باشه باشه بیخیال. بزنیم یه کانال دیگه.
خب الان من بدون اینترنت این ترمم رو چه مدلی پیش ببرم! ترم15فروردین شروع میشه و اوه خدا اینترنت خب الان اینو واسه چی بستید بازش کنید گیر کردیم آخه! عجب اوضاعیه! و جدی15فروردین ترمی در کاره؟ واسه چی نباشه؟ کلاسه دیگه باید بریم بقیه که با این جزوه های کذایی گیر ندارن میشینن چشمی میخوننش گیر مال منه که نمیبینم. وای خدایا کی بود که اون زمان میگفت نابینا باشی ایرانی هم باشی دیگه خیلی… یادم نیست کی بود هر کسی بود خدا خیرش بده عجب راست میگفت!
ذخیره کتابهام تموم شدن الان باید کتاب تکراری بخونم. گندش بزنن من کتاب میخوام!
ول کن حس ندارم بیشتر اینجا بچرخم فقط اومدم که اومده باشم یهخورده هم امیدوار بودم این تلخیه عصر جمعه با چاشنی قطع اینترنت و اخبار عوضی بره که نرفت دیگه بسه نمیخوام بنویسم. بذار ببینم اینترنت راهم میده اینو بزنم روی آنتن؟ هی! فردا روز بهتریه. قطعا هست. امید همیشه مثبته. از دست ندیمش. خدا رو چه دیدی شاید طلوع فردا همراه خودش کلید چندتا از درها رو بیاره. نه تمامشون. فقط چندتاش. تا خدا چی بخواد. تا بعد.
دستهها