3شنبه شب.
امشب باید بیدار بمونم. خونواده عازم تهرانن. اصلا نمیدونیم دکتر یا دکترهای مربوطه فردا توی اون بیمارستان هستن یا نه. هرچی زنگ زدیم جواب ندادن. خونواده توکل به خدایی دارن میرن چون نوبت داشتن. از3ماه پیش. پیش از جنگ. خدایا! پیش از جنگ! خدایا! خدایا! خدایا!
اگر درست شمرده باشم45روز شده که اینترنت ایران بسته شده. حساب دقیقش از دستم در رفته. چند روز شد؟ درست شمردم؟ حالا2روز بالا پایین چه فرقی میکنه؟ ولی به نظرم درسته. امشب باید بیدار بمونم. خونواده عازم تهرانن.
وای خدا واسه چی درس نمیخونم؟ اصلا حسش نیست ولی باید باشه باید حسش باشه گرفتار میشم. بیخیال بابا هیچ چی نمیشه کلاسم شنبه هست باید متن تمرین کنم این ترم فقط در برم لازم نیست دوباره کتبیم رو20بشم واسه چی خودمو بیچاره کنم دارم میبینم همکلاسیهام با نصف سرعتم متن ارائه میدن خیالشون هم نیست کلی هم از روی دست هم تمرینها رو مینویسن کلی هم غلط دارن خدایی بیخیالن حالا من واسه یه غلط کوفتی یا یه لکنت توی ارائه ی متنهای نفله چنان گیر به خودم میدم که پیشونیم عرق میکنه. ول کن پریسا حوصله داری! خلاصه که واسه چی امشب درس نمیخونم! نمیخونم که نمیخونم ول کن! امشب باید بیدار بمونم. خونواده عازم تهرانن.
گفته بودن مدارس تا1اردیبهشت مجازیه بعدش اعلام میکنیم که باز میشن یا نه. هفته ی آینده به نظرم3شنبه1اردیبهشته و هنوز اعلام نکردن که مدارس باز میشن یا باید همچنان داخل اون پیامرسان بله پیام سلام بچه های عزیز حالا گوش بدید حالا جواب بدید بفرستم. خب بذار ببینم دلم میخواد باز بشه یا نشه! خب البته اینکه من چی دلم میخواد خیلی مهمه اصلا یکی از عوامل تعیینکننده واسه مسیر تدریس اردیبهشت اینه که من دلم چی میخواد باید قشنگ دقت کنم ببینم چی دلم میخواد همون رو بنویسم اینجا تا در تعیین چگونگی پیشبرد برنامه های آموزشی تصمیمگیرنده ها رو به دردسر نندازم مثلا بعدش نظرم عوض نشه و… این فوق مزخرفات چیچیه؟ در تمام مدت اینترنتگردیهام اینهمه بی مزه نشده بودم. اخ مسخره! امشب باید بیدار بمونم. خونواده عازم تهرانن.
اوه ساعت از6و نیم گذشته باید ببینم مادرم گرفت و گیر نداشته باشه به کارش برسم تشویقش کنم امشب دلواپسیهاش رو بسپاره به خدا و زود بخوابه. یادم بمونه که پاش درد میکنه باید حتما واسش مالشش بدم اگر من نگم خودش هیچ چی نمیگه. این بازیه که توش مسیریابی داره رو بارها تا مرحله ی آخر رفتم کاش مرحله ها و مسیرهای جدید داشت این مراحلش رو حفظ شدم واسه چی ارتقا نمیدنش؟ خیلی ازش خوشم میاد تازه خودم هم میتونم مسیر بسازم قدیمها ثبت میشد الان هم ثبت میشه ولی زمانی که میخوام ثبتیهای خودم رو باز کنم ارور میده. خب واسه چی؟ من مسیر جدید دلم میخواد. فایده نداره. هیچ کدوم از این کوچه ها کمک نمیکنن. ذهنم عمود می ایسته. امشب باید بیدار بمونم. خونواده عازم تهرانن.
امشب باید بیدار بمونم. خونواده عازم تهرانن!
خدایا! من نق زیاد بهت میزنم. گاهی هم عربده میکشم. ولی تو میدونی من جز خودت به کسی نمیشه نق بزنم. بذار بزنم باشه؟ مطمئنم تو واسه نق زدنهام باهام قهر نمیکنی. بعدش که دوباره سرم یه شونه میخواد اولین و مطمئنترین شونه مال خودته. من به کسی جز تو نمیشه نق بزنم. هیچ شونه ای هم به امنیت شونه های تو به خصوص واسه شبهام به خصوص واسه شبهای مدل امشبم نمیشناسم. بذار من نق بزنم عربده بزنم جفنگ بگم سبک بشم بعدش هم سر بذارم روی شونه های خودت. میدونم توی اون لحظه ها هم باز تو خدای مهربون خودمی. میدونم چون بارها دیدم. حسابگری و حسابرسی و مصلحتت رو دیدم ولی در هر حالی و هر حالتی که بودم تو همیشه هوام رو داشتی. بهت مطمئنم خدای من! حتی در لحظه های جنون. بهت زیاد مطمئنم. به اینکه هرچی هم بشه تو شاید خشم بگیری ولی ولم نمیکنی. یه بار اینجا گفتم هزارها بار بیرون از اینجا به خودت گفتم. ستون باورم به تو آخرین و تنها ستون پابرجا از جنس باور در وجودمه. اجازه نده این آخرین ستون ویران بشه. هیچ وجودی بدون ستون باور نمیتونه ثابت و استوار باقی بمونه. واسه هیچ موجودیتی اینو نخواه. واسه منه تَرَک خورده هم نخواه باشه؟ گفتن لازم نیست ولی بذار واسه آرامش خاطر خودم بگم. بذار ازت بخوام. بذار تکرار کنم. همیشه مثل همیشه خدای من باش! همون خدایی که هرچی من بد شدم ولم نکرد. حتی زمانی که از دستم خشم داشت حتی زمانی که از درد مجازاتش آتیش گرفتم بازم خدای من بود هنوز هم هست. خدایا! من یه مشت خاکم جنسم هم اصلا تعریفی نیست خودم میدونم. ولی تو خدایی. شبیه همیشه خدای آشنا و مهربون من بمون. به خاطر نق زدنهام باهام قهر نکن. هیچ زمان ولم نکن! خیلی لازمت دارم خدایا خیلی! میدونم که مواظبمی ولی میشه یهخورده بیشتر مواظبم بشی؟ من واقعا حضورت رو، شونهت رو، دستت رو، بغلت رو بدجور لازم دارم. باهام بمون. همیشه بمون. تنهایی توی شب مسیر رو گم میکنم.
ساعت18و50دقیقه. خدایا به امید خودت!
دستهها