دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

در تقاطع تیر و مرداد.

4شنبه شب، 31تیرماه1405.
امروز روز بدی نبود ولی من حال مثبتی نداشتم. به خصوص عصر. هرچی به طرف شب پیش می‌رفت نفس‌هام سنگین‌تر می‌شدن. واقعیتش زمانی که خونه‌ی دومم در تلگرام رو ساختم با خودم گفتم هرگز از این مدل چیزها نمی‌نویسم ولی الان تصمیم مسخره‌ای به نظرم میاد. واسه چی نباید از این چیزها بنویسم؟ چه ایرادی داره؟ چه ایرادی داره اگر من شب31تیرماه که فرداش اول مرداده دلم گرفته باشه؟ چه ایرادی داره اگر نفس‌هام با رسیدن شب سنگین‌تر باشن؟ چه ایرادی داره که حس کنم ساعت12شب اگر بیدار باشم ممکنه ببارم؟ تا جایی که حالا می‌دونم این چیزها معرف ضعفم نیستن. نمی‌دونم در نظر بقیه چه جوریه، اما این حس‌ها به من یادآور میشن که هنوز خودمم. پریسا. کسی که قلبش هنوز بیشتر از1مشت خون و عصبه. کسی که هنوز دلی واسه گرفته و تنگ شدن داره. کسی که هنوز روانش هرچند بیمار، اما زنده هست. امشب هم گذراست، و من صبح فردا بیدار میشم و می‌بینم که تیرماه به انتها رسید، مرداد شروع شد، و جهان شبیه ماه‌ها و سال‌های پیش همچنان داره به حرکت آرومش ادامه میده و منو با خودش می‌بره. مثل دیروز. مثل پریروز. مثل تمام تیرماه که نرم و مهربون گذشت.
این روزها وحشیانه داستان‌های صوتی انگلیسی می‌خونم. البته فایل‌هایی با سرعت آهسته. از کانال‌های خیلی حرفه‌ای فایل برداشتم دیدم اولا باید خیلی متمرکز باشم دوما فقط محتوا رو می‌فهمم نه جزئیات رو و من دلم می‌خواد وقتی داستان می‌خونم تمامش رو بفهمم. با تمام جزئیاتش و بالا پایینش و حوادث ریزش و اشک‌ها و لبخندهای گذراش و خلاصه همه چیزش. این شد که فعلا فایل‌های کانال تدی اینگلیش رو می‌خونم. توی این هفته تقریبا ای‌اسپیک واسم کتاب متنی فارسی نخوند. امروز یه داستان خوندم که اولش حس کردم حوصله ندارم کامل بخونمش. هم خیلی آهسته می‌خوند هم ضبطش مشکل داشت. بعدش گفتم بذار تا آخرش بخونه بره حالا. سر‌شب نشستم به خوندن باقیش. الان تموم شده. خدا رو شکر که بیخیالش نشدم. ارزشش رو داشت. چند جاش حس کردم پشت پلک‌هام داغ شدن. حس حاکم بر مسیر داستان، حس قهرمان‌هاش، حال و هوای تلخ و شیرینشون، ترکیب اشک و لبخندهاشون خیلی خیلی قشنگ و ارزشمند بود. یه جاییش هم یه جمله بود که شاید پیش از این هم شنیده بودمش اما جلبم نکرده بود.
“You are stronger than you think.”
“تو قوی‌تر از آنی که تصور می‌کنی.”
شاید اگر1سال پیش یا حتی1ماه پیش کسی همچین جمله‌ای بهم می‌گفت اصلا نمی‍شنیدمش از بس به نظرم بی‌محتوا، شعارگونه و سطحی می‌رسید. اما امشب هم شنیدمش، هم فهمیدمش، هم باور کردمش، و عاقبت اون گرمای پشت پلک‌هام گوشه‌های چشمم رو به خارش انداختن و لازم شد دستم رو بالا ببرم تا اون گرمای نمناک رو از روی مژه‌هام پاک کنم. دست‌کم در مورد من این درست عمل کرده و من بعد از بیشتر از2سال امشب فهمیدم که میزان این درستی چه قدر بالا بوده و هست.
“من قوی‌تر از آنم که تصور می‌کنم.”
من در تمام این مدت، در تمام این ماه‌ها، در تمام این2سال و نیم، هر شب، هر لحظه، هر نفس، قوی‌تر از اون بودم که تصور می‌کردم. و حالا، امشب، در کنار سنگینیِ نامحسوس نفس‌هام، قدرتی رو در خودم حس می‌کنم که اصلا باور نداشتم در انتهای تیرماه احساسش کنم. از تو چه پنهون، واسه امشب منتظر یه توفان حسابی بودم، اما الان فقط یه خورشیدِ کمی ابری توی آسمونِ دلم داره قدم می‌زنه. به همون اندازه که مطمئنم الان شبِ، اطمینان دارم که نهایتش فردا‌شب ابرها میرن و خورشید دوباره بی‌نقاب به روی لحظه‌هام می‌خنده.
بی‌معرفتیِ اگر نقش همراه‌ها رو در این راهی که اومدم و باید ادامه‌اش بدم ندیده بگیرم. من هیچ کجای دیروزهام، هیچ کجای امشبم، و هیچ کجای فردا و فرداهام تنها نبودم، نیستم و به امید خدا تنها نخواهم بود. خدا در تمام تیرگی‌های دیشب‌ها قدم به قدم، نفس به نفس، ضربان به ضربان در کنارم بود، و برای زمان‌هایی که اشک وضوح تصویر رو از دیدن‌های ادراکم می‌گرفت، نشونه‌ای واضح‌تر، از دنیایی که من کمی می‌فهممش واسم فرستاد که در آستانه‌ی پرتگاه‌های بی‌شمار دستم رو بگیره و عقبم بکشه تا سقوط نکنم.
خدای مهربونم! خدای همیشه همراهم! فقط خودت می‌دونی که با وجود نق‌های گاه و بی‌گاهم، با وجود تلخی‌هام، با وجود تمام ایرادهای بی‍شمارم، چه قدر زیاد و چه قدر عمیق شاکر و ممنونتم. برای اینکه هستی. برای اینکه همیشه دقیقه‌ی90دستم رو گرفتی. برای اینکه هر زمان و هر جا با هر کیفیتی که بودم و پیش رفتم ولم نکردی. برای اینکه خدای آشنای مهربونمی. ممنونم خدا! ممنونم که هستی!
و ممنونم به خاطر معجزه‌ی عجیبی که در غیرمنتظره‌ترین و تاریک‌ترین لحظه‌های دیشب‌ها واسم فرستادی تا نجاتم بدی. ممنونم معجزه‌ی من. اگر نبودی من حالا اینجا نبودم.
ممنونم خدا! ممنونم معجزه‌ی من! جفتتون رو بی‌حساب دوست دارم. ساعت22و37دقیقه. به امید صبح، فردا، و خدا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *