دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

هذیان.

شنبه14شهریور1405.
رفتن! خدایا واسه چی من کاری از دستم برنمیاد واسه چی نمیشه همراهشون باشم اگر این چشم‌های بی‌معرفت می‌دیدن من به جای مادرم کنار برادرم می‌دویدم و این… خدایا! آخه واسه چی این اتفاق‌ها افتاد خدایی چوب‌خط من پر نبود؟ واقعا لازم بود تماشاگر فرود همچین آواری روی تقدیر من باشی؟ آخ خدا تو می‌تونستی مانعش بشی تو می‌تونستی اجازه ندی تو… تو دیدی منو دیدی دیروزهام رو امشب‌هام رو دیدی خدایا آخه واسه چی اجازه دادی! قربون حکمتت برم خدا! چی توی این صبوری دیدی که ولش نمی‌کنی! حکمتت رو شکر من چی بگم آخه!
کسی می‌گفت گاهی دردها با وجود سنگینیشون بیدارت می‌کنن. گاهی تیرگی‌ها چشم‌هات رو به روی واقعیت‌هایی باز می‌کنن که در زمان‌های عادی هرگز نمی‌دیدیشون. گاهی باید قدر این بیداری‌های تلخ اما اثربخش رو بدونیم! به خاطر از دست دادن‌های اخیرت دلگیر نباش پریسا. بیماری برادرت چنان عوضت کرد که سبب شد خیلی چیزها واست عوض بشه و در نتیجه تو واقعیت‌هایی رو دیدی که پیش از این حتی تصوری از درست بودنشون نداشتی. هیچ حقیقتی برای همیشه مخفی نمی‌مونه و عاقبت دیر یا زود ماهیتش رو بروز میده. از کجا معلوم حقیقت‌هایی که امروز آگاهیت رو زخمی کردن در زمانی بدتر از حالای تو واست آشکار نمی‌شدن! و باور کن اون زمان درد حاصل از ضربتشون واست خیلی بیشتر بود. ظهور این بیماری توی خونواده‌ی تو1اتفاق خیلی بد بود اما حالا تو آگاه‌تری.
نمی‌دونم اون1کسی چه قدر درست گفت. شاید خواست در لحظه‌های تلخ منو دلداری بده. شاید هم منطقش واقعا درسته. به نظرم باید تأییدش کنم. هرچند گاهی در اعماق ضمیرم یواشکی آرزو می‌کنم که ای کاش من هرگز آگاه نمی‌شدم! بعضی آگاهی‌ها واسه تمام عمرت زخمیت می‌کنن و اونقدر عمیق که حس می‌کنی دیگه هرگز درمون نمیشی. و در هر حال ای کاش آگاه شدن من بهای به این گرونی واسه خودم و خونوادم نداشت. خدایا یعنی برادر من باید تاوان بیداریِ منو می‌پرداخت تا منه نفهم بفهمم؟ نمی‌شد خودم به جاش بیمار می‌شدم؟ خدایا از403به این طرف به اندازه‌ی ستاره‌های آسمونت گفتم ای کاش این بلا به خودم خورده بود! خدایا کاش خودم بودم کاش این جسم بیمار جسم خودم بود من همیشه دعا کردم همیشه ازت تقاضا کردم با عزیزهام آزمایشم نکنی! آخه واسه چی اجابتم نکردی خدا من همیشه اینو با تمام دلم ازت خواستم واسه چی بهم گوش نکردی!
خدایا ببخش! امروزم رو بهم ببخش! قوی‌ترین دژ‌ها هم هرچی سنگی باشن عاقبت1مشت خاکن، من که دژ نیستم آدمم. تحملم کمه دلم کوچیکه. ازم به دل نگیر خدای عزیز من! بذار من بگم. بذار نق بزنم بذار هوار بزنم بذار بگم اگر هوارم رو روی شونه‌های خودت نزنم باور کن تموم میشم بذار من بهت نق بزنم تو به دل نگیر2دقیقه دیگه من درست میشم ولی الان این لحظه این زمان بذار من بگم. بذار طلبکار باشم بذار بگم واسه چی اجازه دادی بذار بگم تو می‌تونستی و جلوی ریزش این آوار رو نگرفتی بذار بگم واسه چی اجابتم نکردی بذار بگم تو عادل و مهربون نبودی بذار من بگم خدای مهربونم بذار بگم! بذار بگم سبک بشم خدا! دارم دق می‌کنم اینجا روی جهنم خاکت جز به خودت نمی‌تونم به کسی بگم بذار من عربده‌هام رو توی بغل خودت بزنم سبک بشم ولی تو ببخش. شکرت خدا! مصلحتت رو شکر! حکمتت رو شکر! کمک کن خدای من! کمکم کن! بذار امروز خوش‌خبر برگردن! خدایا لطفا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا!
باید1طوری خودم رو از این حال و هوا خلاص… مگه میشه؟ از اول403هر دفعه اینها میرن تهران من همین مدلی‌ام، فقط اون زمان وقتی می‌رفتن… بی‌خیال. دفعه اول که نیست! بی‌خیال پریسا! درست میشه. درست میشه! آخ خدا! آخ خدای من!
بذار ببینم!
استاد هنر گفته بود شنبه بهم میگه برگ‌هایی که می‌خوام رو داره یا نه. یعنی یادشه؟ زنگ بزنم بهش؟ عصر بزنم؟ منتظر بشم؟
خب من واسه چی قهوه رو ول نمی‌کنم؟ تا اینجا2تا فوری و الان هم1اصلی می‌خوام که باید بلند شم درست کنم. کاش نکنم این واقعا مثبت نیست گرفتارم می‌کنه.
امروز صبح روی خودم قهوه فوری ریختم. وای داغ بود سوختم لباسم هم خیس شد تمیزکاری و تعویضات لازم انجام شد ولی هنوز حس می‌کنم بوی قهوه مونده میدم. اون پیراهنه رفته توی لباسشویی پس واسه چی من همچین حسی دارم؟ خوشم نمیاد.
این ماجرای نصب و فعال کردن افزونه هم شبیه قصه‌های هزار و یک شب منو می‌چرخونه. خب درست شو دیگه واسه چی توی قدم آخر تابم میدی؟
این کانال مهارت‌ها چه جالبه! کلی چیزهای مثبت توش بود. یه هوش مصنوعی هم بود که توی تلگرام رباط داره و واسه آزمایش محدودیتش کلی واسش چیزمیز نوشتم و عاقبت دیدم حدسم درست بود و محدودیت داره و الان میگه ارتقا به به نظرم پرو حلش می‌کنه و…
این استاد هنرم کاش سریع باشه هرچی طرح با موارد دم دستم به نظرم رسید درست کردم برگ لازم دارم و مروارید و…
نمیشه. نمی‌تونم. نمی‌خوام. نمیشه! ساعت11و47دقیقه. خدایا توکل به خودت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *