دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

نور‌بالا.

4شنبه18شهریور1405.
خدایا نت‌پد دوباره نوشته‌هام رو خورد باورم نمیشه! بی‌خیال از رو نمیرم که! دوباره می‌نویسم.
1ساعتی میشه رسیدم خونه. قرار نبود الان خونه باشم ولی… اوه خدا!
شب اول امن گذشت. دم صبح بود که توفان رسید. تشبیه نیست توفان طبیعت. رعد و برق و بارونی که انگار آسمون رو پایین می‌کشید. خالم ترسیده بود و بلند‌بلند به عاملین بر‌انگیختن خشم خدا فحش می‌داد و من خدایا به جان خودم دست خودم نیست نمی‌فهمم واسه چی وقتی آسمون دیوونه میشه و بقیه می‌ترسن من می‌خندم.
صبح اخبار ترسناک رسیدن. توفان حسابی ابراز وجود کرده بود. محل کار یکی از آشناها کاملا ویران شد و خونه یکی از خاله‌هام توی شهر خودمون حسابی جولانگاه آبی بود که به گفته‌ی خودش از داخل هود آشپزخونه و نمی‌دونم لوله‌های کجا هجوم آورد توی خونه و الی آخر.
مادرم گفت خونه تو و من جفتی رفتن زیر آب باید برگردیم. واسش توضیح دادم که هوا هنوز خرابه. هرچی قرار بود بشه دیگه شده و با ریسک گرفتار شدن توی جاده توفانی نمیشه عوضش کنیم پس بیا همینجا بمونیم. موندیم ولی مادرم دلواپس بود و من واسش سخنرانی می‌کردم که طوری نیست نگران نباش.
به هیچ کدوم از جاهایی که باید می‌رفتیم نرفتیم. هوا افتضاح بود. امروز صبح مادرم گفت دست‌کم بریم دنبال برگ‌های تو بگردیم. گفتم ولش کن عزیز. گاهی به تیر1چیزی حرکت می‌کنیم ولی شدنی نیست. خب نیست. فدای سرت. همینجا نشستیم با خاله گفتیم و خندیدیم و برگ هم… برگ! وووییی!
استادم قبل از رفتنم زنگ زد گفت مبلغ بالا میره معذوریت مبلغ نداری؟ منه بوق به هوای گذشته که جمعی خرید می‌کردم با خودم گفتم قیمت‌ها تقریبا در اطراف تصوراتم می‌چرخن و گفتم استاد این بافتن و ساختن قرص اعصابمه من می‌خوامشون. دیشب پیام داد سفارشت حاضره. کلی ذوق کردم و… کوتاهش کنم. من50میلیون تومن بدهکار شده بودم! 50میلیون تومن! سرم گیج رفت. اینو نمی‌تونستم بپردازم! امروز صبح بهش پیام دادم و ضمن معذرت‌خواهی واسش توضیح دادم که چرا پرداخت همچین مبلغی در توانم نیست. حس نق در مورد اینکه پول من واسه چی به خرید چیزی که می‌خوام نمی‌رسه و پوله صرف چی شد نیست. خلاصه سفارشی که اونهمه ذوقش رو داشتم رو بی‌خیال شدم و از تو چه پنهون شبیه بچه‌کوچولوهایی که توی مغازه شکلاتشون رو از دستشون می‌گیرن و بهشون میگن بذار سر جاش بابایی الان پول نداره واست بخره حالم حسابی گرفته شد. چی از دستم برمی‌اومد! اون کوچولوها می‌تونن واسه بسته شکلاتشون گریه کنن ولی واسه من با47سال سن این شدنی نبود.
ساعت1نشده راه افتادیم طرف خونه تا ببینیم توفان چیکار باهامون کرده. تمام راه واسه مادر وزوز می‌کردم که ما انتظارش رو داریم. خونه رو آب گرفته که گرفته. شده دیگه! نگران نباش با هم حلش می‌کنیم. وقتی رسیدیم از دم آسانسور عطر حادثه همه جا پیچیده بود. وارد شدیم. خدایی بوی قالی خیس یکی از بدترین بوهای دنیاست واقعا سردرد میاره!
آب وارد شده بود. ولی شکر خدا اوضاع به اون وحشتناکی که من تصور داشتم و یواشکی بدون اطلاع مادرم داشتم از ترس مواجهه باهاش سکته می‌کردم نبود. پادری دم بالکن داغون شده و آب روی سرامیک پذیرایی راه افتاده و قالی وسطش رو خیس کرده بود، اما مثبت‌بین باشم، قالیه فقط1طرفش خیس شد و باقیش خشک موند. به مادرم گفتم یادته بچگی می‌گفتی آب روشناییه؟ حالا هم روشنایی اومده داخل فقط این یکی یه‌خرده نور‌بالاست و چشممون رو داره می‌زنه.
رفتم تمام درها رو باز کردم که اون بوی سنگین بره. با کمک مادر قالی خیس رو بلندش کردیم و پهنش کردیم روی مبل تا خشک بشه. وای این بو این بو خدایا سرم این بوووووو واقعا بوی گندیه به خدا نمی‌خوام نق بزنم ولی این بو واقعا افتضاحه!
الان مادرم گیج از خستگی خوابه. من اما بیدارم و دارم فکر می‌کنم رضایت مادر رو بگیرم تا وقتی میره ببینه سر خونه خودش چی اومده همراهش برم. هم واسه اینکه تنهایی با اون وضعیت رو‌به‌رو نشه و هم واسه اینکه کمکش کنم.
خب سفر، برگ، آب، دیگه چی مونده؟
هی مثبت! آخجون3تا دستبند ساختم که قشنگ شدن و یکیش چشم خاله رو گرفت و دیدم خیلی خوشش میاد از دستم باز کردم دادم بهش و1گل کوچولو هم ساختم که شاید خیلی خوشگل نباشه ولی من دوستش دارم.
خدا رو شکر که تا اینجاش هرچند نه کاملا، اما تا حدی به خیر گذشت! شکر خدا برق وصله، باقی خونه خشکه، و خسارت خیلی ناجوری بهم نخورده. اما این…
از تو چه پنهون، الان که پشت سیستم نشستم نمی‌فهمم واسه چی حسم مدلیه که انگار دیوانه‌سازهای کتاب هری پاتر بهم حمله کردن. بلد نیستم توضیحش بدم و نمی‌تونم هم بگم دقیقا چه مدلیه و اصلا واسه چی اینطوریه. ولی اینطوریه.
میگن قهوه استرس رو بالا می‌بره ولی من اولین کاری که کردم خوردن1قهوه فوری تلخ بود و الان دومیش رو دلم می‌خواد. خدایا شکرت فقط میشه امشب دیوانه‌سازها رو از اطرافم ببری؟ اصلا حس قشنگی نیست! ساعت15و50دقیقه. تا بعد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *